خانه » دانلود آهنگ جدید » دانلود آهنگ جدید رضا پیشرو و عرفان به نام کارا زیاده

دانلود آهنگ جدید رضا پیشرو و عرفان به نام کارا زیاده

80

دانلود آهنگ رضا پیشرو کارا زیاده

دانلود آهنگ جدید رضا پیشرو و عرفان به نام کارا زیاده با لینک مستقیم

Download New Song By Reza Pishro Ft Erfan Called Kara Ziade With The Quality Of 128 And 320

به همراه عرفان و سیناب

دانلود آهنگ رضا پیشرو کارا زیادهتحلیل آهنگ «کارا زیاده»؛ از فرسودگی ذهنی تا پیدا کردن دلیل ادامه دادن

«کارا زیاده» از رضا پیشرو و عرفان و سیناب را می‌توان قطعه‌ای درباره مواجهه انسان با لحظه‌ای دانست که دیگر موفقیت، دارایی، رابطه و حتی امیدهای معمول نمی‌توانند به‌سادگی حال او را بهتر کنند. آهنگ از فضای سنگین فرسودگی و دل‌گرفتگی آغاز می‌شود، اما به‌تدریج از دل همین تاریکی به سمت مسئولیت فردی، بازسازی خود و ادامه دادن حرکت می‌کند.

نکته مهم این است که قطعه خوش‌بینی ساده‌لوحانه ارائه نمی‌دهد. هیچ‌کدام از شخصیت‌های اصلی آهنگ نمی‌گویند دنیا جای عادلانه و بی‌دردسری است. برعکس، شکست عاطفی، تنهایی، بیماری، فاصله خانوادگی، فشار اجتماعی، روابط ناپایدار و اضطراب آینده در سراسر اثر حضور دارند. بااین‌حال، پیام نهایی آهنگ این است که وجود این مشکلات الزاماً به معنای پایان مسیر نیست.

در فایل صوتی، قطعه حدود ۴ دقیقه و ۲۵ ثانیه طول دارد و ریتم آن در محدوده‌ای متوسط حرکت می‌کند؛ فضایی که به خواننده‌ها اجازه می‌دهد بیش از آنکه به نمایش تکنیکی سرعت متکی باشند، وزن اصلی اثر را روی روایت و انتقال معنا قرار دهند.

مفهوم اصلی آهنگ «کارا زیاده»

هسته اصلی قطعه را می‌توان در تقابل میان دو وضعیت خلاصه کرد: «همه‌چیز تمام شده» در برابر «هنوز کارهای زیادی باقی مانده است».

شخصیت راوی بارها با نشانه‌هایی مواجه می‌شود که می‌توانند او را به سمت ناامیدی ببرند. آدم‌ها آسیب‌زننده‌اند، روابط شکننده‌اند، آرزوها همیشه به مقصد نمی‌رسند و حتی زندگی خانوادگی می‌تواند در چند ساعت به تجربه‌ای تکان‌دهنده تبدیل شود.

اما عنوان «کارا زیاده» دقیقاً در برابر همین ذهنیت قرار می‌گیرد.

این عبارت تنها به معنی مشغله زیاد نیست. در منطق کلی آهنگ، «کارا زیاده» یعنی هنوز چیزی برای ساختن، اصلاح کردن، فهمیدن و تجربه کردن وجود دارد. تا زمانی که مسیر ادامه دارد، تسلیم شدن به معنای نادیده گرفتن امکان‌هایی است که هنوز اتفاق نیفتاده‌اند.

به همین دلیل یکی از مهم‌ترین ایده‌های قطعه، جدا کردن «پایان یک وضعیت» از «پایان راه» است.

ورس پیشرو؛ خستگی از جهان و تلاش برای عادی کردن درد

ورس رضا پیشرو تاریک‌ترین بخش قطعه است.

شروع روایت با دل‌گرفتگی همراه است؛ حالتی که حتی مالکیت نمادین تمام دنیا نیز نمی‌تواند آن را جبران کند. اینجا مسئله کمبود مادی نیست. راوی به نقطه‌ای رسیده که اتفاقات بیرونی دیگر قدرت سابق را برای ایجاد رضایت در او ندارند.

این تفاوت اهمیت زیادی دارد. آهنگ نمی‌گوید شخصیت چیزی ندارد؛ می‌گوید حتی اگر همه‌چیز هم داشته باشد، مسئله‌ای عمیق‌تر همچنان باقی است.

یکی از جالب‌ترین تغییرات ذهنی در این ورس، جابه‌جایی ترس است. راوی می‌گوید زمانی از مرگ می‌ترسیده، اما اکنون بیشتر از آدم‌ها فاصله می‌گیرد. در نتیجه، تهدید اصلی دیگر مفهومی انتزاعی مانند مرگ نیست؛ روابط انسانی و تجربه‌هایی هستند که به زخم عاطفی تبدیل شده‌اند.

در همین فضا، «پیاده‌روی» به تصویر کوچکی از آرامش تبدیل می‌شود. در جهانی که اتفاقات بزرگ دیگر لزوماً معنا تولید نمی‌کنند، یک عمل بسیار ساده می‌تواند تنها لحظه قابل تحمل روز باشد.

این تضاد از نقاط قوت متن است: جهان پیچیده و آشفته است، اما آرامش ممکن است در ساده‌ترین رفتار روزمره پیدا شود.

زندان؛ استعاره‌ای از وضعیت انسان

پیشرو در ادامه از تصویری جمعی استفاده می‌کند و انسان‌ها را شبیه زندانیانی نشان می‌دهد که در احساسات، حرف‌ها و دل‌داری‌های خود گرفتار شده‌اند.

در این بخش، آهنگ از یک تجربه کاملاً شخصی فاصله می‌گیرد و وارد نوعی نقد اجتماعی می‌شود.

احساسات در نگاه راوی همیشه نیروی نجات‌بخش نیستند. گاهی گفت‌وگوهای عاطفی به جای حل مسئله، باعث تشدید آن می‌شوند. فرد بیشتر در احساس خود فرو می‌رود، عصبی‌تر می‌شود و نهایتاً واکنش‌هایی نشان می‌دهد که چیزی را تغییر نمی‌دهند.

بنابراین قطعه میان «احساس داشتن» و «اسیر احساس شدن» تمایز ایجاد می‌کند.

این نگاه در ادامه آهنگ اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا راه خروج نه حذف احساسات، بلکه تبدیل آن‌ها به حرکت و تصمیم است.

نامه‌ها، کاغذها و واژه‌ها؛ نوشتن به‌عنوان مقاومت

یکی از زیباترین شبکه‌های تصویری ورس پیشرو مربوط به نامه، کاغذ و واژه است.

نامه‌های خوانده‌نشده و مچاله‌شده می‌توانند نمادی از حرف‌هایی باشند که هیچ‌وقت شنیده نشده‌اند؛ احساساتی که نوشته شده‌اند اما به مقصد واقعی خود نرسیده‌اند.

در مقابل، «ورق‌های خالی» منتظر نوشتن هستند.

اینجا نوشتن صرفاً یک فعالیت هنری نیست. خلق واژه تبدیل به راهی برای معنا دادن به آشفتگی ذهن می‌شود. راوی از مخاطب می‌خواهد هرچه در ذهن دارد وارد این فرایند کند.

از این زاویه، خود موسیقی رپ نیز بخشی از پاسخ قطعه است. جهان ممکن است آشفته باشد، اما تا زمانی که انسان قادر است تجربه خود را به واژه تبدیل کند، هنوز امکان مقاومت وجود دارد.

تصاویر آخرالزمانی و جمله‌ای که همه‌چیز را تغییر می‌دهد

در قسمت پایانی ورس پیشرو، تصاویر بزرگ‌تر و آخرالزمانی می‌شوند. زمین، آسمان، گردباد، مرگ و عزرائیل وارد متن می‌شوند.

اما درست زمانی که انتظار می‌رود قطعه کاملاً به سمت نیستی حرکت کند، جهت روایت تغییر می‌کند.

حتی اگر دنیا تمام شود، «راه» الزاماً نمی‌میرد.

این شاید مهم‌ترین ایده فلسفی ورس اول باشد.

راه در اینجا فقط جاده فیزیکی نیست؛ نماد حرکت انسان است. آدم‌ها ممکن است شکست بخورند، شرایط تغییر کند و حتی ساختارهایی که دائمی تصور می‌شدند فرو بریزند، اما امکان حرکت می‌تواند مستقل از آن‌ها باقی بماند.

از همین نقطه عنوان آهنگ معنای کامل‌تری پیدا می‌کند: هنوز «کارا زیاده».

همخوان سیناب؛ مشکل فقط جهان نیست، زاویه نگاه هم هست

همخوان سیناب نقش نقطه تعادل قطعه را دارد.

پس از فضای بسیار تیره ورس اول، مخاطب با یک پرسش روبه‌رو می‌شود: وقتی زندگی مطابق خواسته تو پیش نمی‌رود و همه‌چیز را سیاه می‌بینی، سهم «نور درون خودت» چیست؟

این سؤال مسئولیت را کاملاً از جامعه یا جهان حذف نمی‌کند. آهنگ پیش‌تر به اندازه کافی درباره ضربه‌های بیرونی حرف زده است. اما همزمان اجازه نمی‌دهد فرد برای همیشه تمام اختیار خود را به شرایط واگذار کند.

مفهوم مهم همخوان این است که تاریکی بیرون ممکن است واقعی باشد، ولی ادراک انسان نیز در نحوه تجربه آن نقش دارد.

به همین دلیل سیناب از «انگیزه» حرف می‌زند. نه به‌عنوان یک شعار انگیزشی ساده، بلکه به‌عنوان نیرویی که اگر هنوز وجود دارد باید به عمل تبدیل شود.

ورس سیناب؛ بعضی زخم‌ها متعلق به گذشته‌اند

یکی از دقیق‌ترین نکات این ورس، اشاره به تأثیر گذشته بر وضعیت امروز است.

سیناب تأکید می‌کند که بخشی از چیزی که امروز احساس می‌کنیم الزاماً محصول آینده‌ای بد نیست؛ ممکن است اثر تجربه‌هایی باشد که قبلاً اتفاق افتاده‌اند.

این تمایز بسیار مهم است.

وقتی گذشته روی نگاه فرد نسبت به آینده سایه می‌اندازد، ممکن است احتمالاتی که هنوز اتفاق نیفتاده‌اند نیز تهدیدآمیز دیده شوند. در چنین شرایطی، فرد آینده را نه بر اساس واقعیت آن، بلکه با حافظه شکست‌های گذشته پیش‌بینی می‌کند.

پیام ورس سیناب مقابله با همین وضعیت است: بزرگ‌تر دیدن رؤیا، ادامه دادن باوجود مانع و نپذیرفتن سنگ‌هایی که دیگران در مسیر قرار می‌دهند.

جهان ممکن است در شکل دادن زخم‌ها نقش داشته باشد، اما ادامه مسیر نیازمند تصمیم خود فرد است.

ورس عرفان؛ وقتی فلسفه آهنگ وارد زندگی واقعی می‌شود

اگر ورس پیشرو بیشتر درونی و فلسفی است، عرفان مفهوم آهنگ را وارد تجربه‌ای ملموس و خانوادگی می‌کند.

روایت بیماری مادر و فاصله زمانی تا بیمارستان ناگهان فضای قطعه را شخصی‌تر می‌کند. اینجا دیگر با استعاره روبه‌رو نیستیم؛ ترس از دست دادن یکی از نزدیک‌ترین افراد زندگی مطرح شده است.

همین تجربه باعث می‌شود مفهوم ارزش زندگی تغییر کند.

چیزهایی که در حالت عادی بدیهی به نظر می‌رسند، وقتی احتمال از دست رفتنشان ایجاد می‌شود ناگهان اهمیت واقعی خود را نشان می‌دهند. سالم بودن مادر، امکان صحبت کردن و دیدن او به امتیازی تبدیل می‌شود که راوی بابت آن شکرگزاری می‌کند.

در این بخش، «کارا زیاده» از یک گزاره فلسفی به تجربه زیسته تبدیل می‌شود.

گاهی یک اتفاق کافی است تا تمام سلسله‌مراتب ارزش‌های انسان را تغییر دهد.

ساحل‌هایی که سراب می‌شوند

یکی از تصاویر قابل‌توجه ورس عرفان، دل به شکل قایقی است که دائماً دنبال ساحل می‌گردد.

قایق بدون ساحل در حالت بی‌ثباتی قرار دارد. بنابراین ساحل می‌تواند استعاره‌ای از امنیت، آرامش، رابطه، موفقیت یا هر مقصدی باشد که انسان تصور می‌کند پس از رسیدن به آن بالاخره آرام خواهد شد.

اما مشکل اینجاست که بسیاری از این ساحل‌ها سراب از آب درمی‌آیند.

انسان به یک هدف می‌رسد و متوجه می‌شود آرامشی که تصور می‌کرد در آن وجود ندارد. سپس مقصد دیگری می‌سازد و دوباره همان چرخه تکرار می‌شود.

این تصویر با نقد مصرف‌گرایی در ادامه ورس ارتباط مستقیمی دارد.

ماشین، خانه، لباس؛ نقد موفقیتی که سریع عادی می‌شود

عرفان از ماشین خوب، شغل خوب، خانه، کفش و لباس حرف می‌زند؛ همان عناصر شناخته‌شده‌ای که در فرهنگ عمومی اغلب نشانه «موفق شدن» محسوب می‌شوند.

اما آهنگ ارزش آن‌ها را مطلق نمی‌داند.

مشکل داشتن این چیزها نیست؛ مشکل زمانی ایجاد می‌شود که فرد تمام عمر خود را صرف چیزی کند که پس از دستیابی به آن خیلی زود عادی می‌شود.

به بیان دیگر، قطعه میان «امکانات زندگی» و «معنای زندگی» تفاوت قائل است.

ماشین، لباس یا خانه می‌توانند کیفیت زندگی را تغییر دهند، اما قادر نیستند به‌تنهایی مسئله هویت، تنهایی، ترس و معنا را حل کنند.

این مضمون ادامه همان چیزی است که پیشرو در ابتدای آهنگ مطرح می‌کند: حتی اگر دنیا را به نام انسان بزنند، ممکن است چیزی درون او همچنان آرام نشده باشد.

«خودتو بجو»؛ مهم‌ترین توصیه ورس عرفان

ورس عرفان در نهایت به یکی از صریح‌ترین پیام‌های قطعه می‌رسد: انتظار نداشته باش همیشه کسی از بیرون تو را نجات دهد.

این بخش شاید مرز اصلی میان «امید» و «انتظار» در آهنگ باشد.

امید یعنی امکان تغییر را باور داشته باشی؛ انتظار منفعلانه یعنی منتظر بمانی فرد یا اتفاق دیگری زندگی تو را تغییر دهد.

«کارا زیاده» با نوع دوم مخالفت می‌کند.

بیدار شدن، چیدن دوباره پازل زندگی، اعتماد به خود و حرکت کردن کارهایی هستند که شخصیت باید شخصاً انجام دهد.

کمک دیگران می‌تواند مؤثر باشد، اما نقطه شروع تغییر در منطق آهنگ درون خود فرد قرار دارد.

جاده، ساحل و پازل؛ سه استعاره اصلی آهنگ

سه تصویر در سراسر قطعه بیش از بقیه اهمیت دارند: جاده، ساحل و پازل.

«جاده» نماینده مسیر زندگی است؛ مسیری که ممکن است خراب شود اما همچنان امکان ادامه دادن در آن وجود دارد.

«ساحل» نماینده مقصد و آرامشی است که انسان دائماً به دنبال آن می‌گردد، هرچند بسیاری از مقصدهای ظاهراً نجات‌بخش می‌توانند سراب باشند.

«پازل» نیز نشان می‌دهد زندگی یک تصویر آماده نیست. قطعات آن باید به‌تدریج کنار یکدیگر قرار بگیرند و گاهی لازم است بخشی از تصویر دوباره ساخته شود.

کنار هم قرار گرفتن این سه استعاره نگاه قطعه به زندگی را مشخص می‌کند: نه مقصد کاملاً معلوم است، نه مسیر همیشه سالم است و نه تصویر نهایی از قبل آماده شده؛ با این حال باید ادامه داد.

معنای بخش پایانی آهنگ

بخش پایانی عرفان نوعی جمع‌بندی برای کل اثر است.

گاهی یک اتفاق ناگهانی می‌تواند مسیر زندگی را تغییر دهد و چیزهایی را که تا دیروز مهم به نظر می‌رسیدند کم‌رنگ کند. انسان معمولاً تصور می‌کند برای تصمیم گرفتن، آشتی کردن، شروع کردن یا تغییر کردن وقت زیادی دارد، اما زندگی با سرعتی بیشتر از انتظار پیش می‌رود.

تکرار مفهوم «می‌گذره و میره» یادآور موقتی بودن همه‌چیز است.

اما این موقتی بودن در آهنگ صرفاً پیام غم‌انگیزی ندارد. دقیقاً چون زمان محدود است، تعلل کردن هزینه دارد.

جمع‌بندی؛ «کارا زیاده» درباره امید نیست، درباره ادامه دادن است

در یک برداشت سطحی ممکن است «کارا زیاده» یک آهنگ انگیزشی به نظر برسد، اما ساختار آن پیچیده‌تر از یک مجموعه توصیه مثبت‌اندیشانه است.

این قطعه ابتدا اجازه می‌دهد ناامیدی دیده و بیان شود. پیشرو از خستگی، بی‌اعتمادی و تاریکی حرف می‌زند؛ سیناب رابطه گذشته، ادراک و انگیزه را مطرح می‌کند؛ و عرفان با تجربه خانواده، بیماری، فاصله، روابط و مادیات بحث را به زندگی روزمره می‌آورد.

در پایان، هیچ‌کس تضمین نمی‌کند که همه‌چیز درست خواهد شد.

پیام آهنگ چیزی واقع‌بینانه‌تر است: حتی وقتی بسیاری از چیزها درست نیستند، هنوز می‌توان کاری انجام داد.

به همین دلیل عنوان «کارا زیاده» را می‌توان خلاصه تمام قطعه دانست. این جمله پاسخی به ذهنیتی است که پس از چند شکست نتیجه می‌گیرد دیگر چیزی باقی نمانده است.

در جهان این آهنگ، شاید ساحل سراب باشد، شاید جاده خراب باشد و شاید بعضی قطعات پازل گم شده باشند؛ اما تا زمانی که انسان هنوز قادر به حرکت، انتخاب و ساختن است، مسیر تمام نشده است.

«کارا زیاده» در نهایت نه درباره شکست‌ناپذیر بودن انسان، بلکه درباره توانایی او برای ادامه دادن بعد از شکست است.

متن آهنگ کارا زیاده از رضا پیشرو

[قسمت 1: پیشرو]

من امشب دلم گرفته اس

حتی اگه دنیارو بزنی به اسمم

این همه فهمیدم بعد دیدم

درگیر قلبای زخمی و زنگیده‌ام

قبلنا از مرگ میترسیدم اما حالا

دارم از آدما در میرم

همه چی دارن برام عادت میشن

الان فقط با پیاده روی راحت میشم

همه‌ی ما زندانی هستیم

همیشه تو حرفای احساسی غرقیم

همیشه میگرفتیم با دلداری گرمی

این حرفا باعث میشد احساسی تر شیم

این چیزا به ما باخت میداد فقطو

عصبانی میشدیمو داد بیداد همش

تو چه دنیایی ساختی باز ازم

من درگیر عادی ساختنمو

بیشتر از این ندارم هدیه بدم بت

هر ایده ای بهت بدم یه ایده‌ی تلخه

عین اون نامه هایی که رسیده به دستت

نخوندیشونو همشون مچاله زیر تختته

ورقای خالی برام دلشون تنگه

ناراحت از خدایی که ولشون کرده

وقتی واژه میسازیمو همه دلمون گرمه

هرچی تو مغزته بده بهمون ربطش

میبینی که زمین داره بالا میاره

آسمونم سر رسیده با آسیابش

اما یه حس درونم میگه کارا زیاده

ما میرسیمو مسیرمون باما میادش

اگه دنیا تموم بشه راه نمیمیره

عزرائیل تو دستاش داس نمیگیره

خونه‌ی خدا با گردباد نمیشینه

من اینا رو میگم و کسی…

[همخوان: سیناب]

وقتی زندگی به کامت شیرین نیس

داری همرو سیاه میبینی

بگو از نور تو خودت چی دیدی

اگه انگیزشو داری پس چی میگی

[قسمت 2: سیناب]

پاشو از سر جات

من میفهمم همه حالتو

دنیا تورو با ضربه ساخت

انگار همه خوشیام کمه باش

اینا از سر آینده نیست اثر گذشتس

رویاتو بلند ببین داد بزن بلندتر

بذا بندازن سنگارو سر رات

بزنن زیرابتو برا جات

اون نشسته اون بالا سر جاش

په تنها نیستی هیچکدوم صحنه هاتو

[همخوان: سیناب]

وقتی زندگی به کامت شیرین نیس

داری همرو سیاه میبینی

بگو از نور تو خودت چی دیدی

اگه انگیزشو داری پس چی میگی

[قسمت 3: عرفان]

پایدار

گفتم مامان حالش بده حالا 7 ساعت تورام

تا بیمارستان میریخت اشکا من تو راه

ولی وقتی خونستو همین بقل گوشمه

بغل گوشمه میبینمش چند ساعت تو ماه (چرا؟)

خدایا شکرت سالمه

وگرنه چجوری میکردم مکالمه (خدایا شکرت)

با خودم با این دل که قایقه

هر دقیقه یه طرف پی ساحله (همش)

ولی ساحلا همه سراب

آره جاده ها راه به راه همه خراب

سریع جفت میشیم سری طلاق

از بیرون برق میزنیم دلامون پر کلاغ (تاریکه)

کار خوب ماشین خوب

خونه‌تو اون کفشی که پامیره توشو

لباس، اینا از یاد میره زود (همش الکیه)

یادت میاد زندگیتو تو پاشیدی توش

خودتو بجو به خودت بیا

اون تو قصه ها بود که یکی هلت میداد (داستاناس)

از این خواب فقط میشه بشی خودت بیدار

صبحش میاد بکنی به خود اطمینان (اطمینان)

داری میچینیش این پازلو باز

برمیداری هرچی حاصل راست (برو جلو)

فکرت درگیر فاصله هاست

درگیر آرزو و خاطره هاست

[پل: عرفان]

این زندگی میگذره و میره

(زود میگذره)

نشین به در خیره (داره دیر میشه)

میگذره و میره (مث برق)

[همخوان: سیناب]

وقتی زندگی به کامت شیرین نیس

داری همرو سیاه میبینی

بگو از نور تو خودت چی دیدی

اگه انگیزشو داری پس چی میگی

[پایانی: عرفان]

گاهی وقتا یهو یه اتفاقی میفته که کل مسیر زندگیتو عوض میکنه… آره …. به خیلی چیزا بی اعتنایی میکنی، بی توجهی میکنی… میگذره و میره….

آهنگ پسند شما بود؟
595 85

80
نظر شما چیست؟

avatar
ناشناس
مهمان
ناشناس

ر به اسم و رسم یه آدم روانی عقدهایی و بی شخصیت که تو شعراش فحش های بد میده ..‌‌.‌‌معلومه اصل و نصب نداره….یه چسه استعدادی داشت تموم شد ….تتلو اگر یه دونه از مشکلات رضا رو داشت الان تو جوب که هیچی ریق رحمتو سر کشیده بود ….عقاب و با کرکس مقایسه نکن ..‌‌‌‌بشین فکر کن دور از کینه ورزی ببین کی آدم تره ولی برای جفتشونو آرزوی موفقیت میکنم .‌‌تتلو یه زمانی منو عاشق خودش کرد نابغه بود داشت راهشو درست می‌رفت زیر پاشو کشیدن نتونستن ببینن بهتر از خودشونو با نصیحت ها و راهنمایی های غلط متحرفش… نمایش نظرات بیشتر

ناشناس
مهمان
ناشناس

عالیییییییییییییییییییی من عاشق آهنگ رپ شما هستم سلطان رپ

فاطمه زهرا
مهمان
فاطمه زهرا

خیلی خوبه من عاشق آهنگ های رپ هستم

ناشناس
مهمان
ناشناس

عالییییییییییییی

یکی ازطرفدارانت هستم رضا💓💓
مهمان
یکی ازطرفدارانت هستم رضا💓💓

کاش ازنزدیک ببینمت پادشاه رپ فارس جونم به فدات

فاطمه زهرا
مهمان
فاطمه زهرا

سلام شما یکی از دوستاشون هستی

فاطمه زهرا
مهمان
فاطمه زهرا

من ایشون رو تو بازی آنلاین صوتی صداشون روشنیدم نفهمیدم کیه ولی بهم گفت برو آهنگ های رضا پیشرو رو گوش بده بعد که رفتم آهنگشو بریزم دیدم دقیق دقیق صدا خودش بود

ناشناس
مهمان
ناشناس

اِه جیشرو

....
مهمان
....

عه شوشولیتی

Pishro021
مهمان
Pishro021

Hehe

رضا
مهمان
رضا

توتول فن

ناشناس
مهمان
ناشناس

بخواب

Behzad
مهمان
Behzad

رضا شاه 🎵♥

ناشناس
مهمان
ناشناس

تتلو آمارش نیومده با پیشرو مقایسه بشه اصلا سبکش یه چیز دیگس

ناشناس
مهمان
ناشناس

تتلو اصلا رپر نیس اوسکلا سبک آر اند بی

ناشناس
مهمان
ناشناس

ک نگو اگه یادتون باشه اینا یه روز با هم بودن دوسدارم بازم کنار هم ببینمشون

ناشناس
مهمان
ناشناس

شما ای که از رپ چیزی نمی‌دونید نظر ندید بهترین رپ ها پیشرو تتله هست