خانه » آهنگ ویژه » دانلود آهنگ امیر تتلو ترس

دانلود آهنگ امیر تتلو ترس

0

دانلود آهنگ امیر تتلو ترس

دانلود آهنگ جدید امیر تتلو به نام ترس با لینک مستقیم

Download New Song By Amir Tataloo Called Tars With The Quality Of 128 And 320

دانلود آهنگ امیر تتلو ترستحلیل آهنگ «ترس» از امیر تتلو؛ کشمکش اضطراب، خشم و میل به روشنایی

«ترس» در متن آغازین خود، پنجمین قطعه از آلبوم «ماه کامل» و «قلب آلبوم» معرفی می‌شود؛ قلبی که پیش از شروع روایت، از ترس می‌لرزد. همین تصویر، مسیر خوانش ترانه را مشخص می‌کند: ترس در این اثر صرفاً موضوعی برای توصیف نیست، بلکه نیرویی است که زبان، رابطه با دیگران و تصور راوی از خودش را شکل می‌دهد. او میان تحقیر محیط پیرامون، نمایش برتری، اعتراف به آسیب‌پذیری و دعوت به عشق حرکت می‌کند؛ بی‌آنکه این صداهای متعارض کاملاً با یکدیگر آشتی کنند.

ترس به‌مثابه وضعیت زندگی

جهان «ترس» با انباشت نشانه‌های فشار ساخته می‌شود: تیرگی، زخم، توهم، حبس، آلودگی صوتی و بی‌اعتمادی. در ورس نخست، ردیف واژه‌های کوتاه و نزدیک به هم، از «سخت و سرد» تا «ترس و قهر»، فرصت مکث را کم می‌کند. این تراکم زبانی، در سطح متن، معادل ذهنی است که محرک‌های آزاردهنده را پشت سر هم دریافت می‌کند.

تکرار «غلت» پس از تصویر تخت، قابلیت تداعی بی‌قراری و ناتوانی در آرام گرفتن را دارد. سپس تکرار «آزادی» در مجاورت «حبس» قرار می‌گیرد و خواسته راوی را در برابر وضعیت محدودکننده برجسته می‌کند. آزادی اینجا بیشتر به شکل فریاد و مطالبه ظاهر می‌شود تا تجربه‌ای تثبیت‌شده.

یکی از مؤثرترین تصاویر ترجیع‌بند، تبدیل ذهن به ماده‌ای زیر فشار است: «این مخه هر روز تو چرخ گوشته». آلودگی صوتی دیگر صرفاً صدای مزاحم نیست؛ به عاملی تبدیل می‌شود که توان فکر کردن و حفظ انسجام روانی را فرسوده می‌کند. ادامه تصویر با «رنده» نیز همین منطق خردشدن را گسترش می‌دهد. ترانه از این طریق، اضطرابی انتزاعی را به تجربه‌ای جسمانی و قابل تصور تبدیل می‌کند.

راوی؛ میان نمایش قدرت و اعتراف به زخم

راوی بارها با زبان برتری‌جویانه از خود سخن می‌گوید و دیگران را به سطحی پایین‌تر می‌راند. در ورس دوم، مقایسه‌ها، تحقیر رقبا و اشاره به کفش مارادونا، سلسله‌مراتبی از توانایی و اعتبار می‌سازند: هر کسی شایسته جایگاه فرد استثنایی نیست.

بااین‌حال، این نمایش قدرت کنار اعتراف‌هایی قرار می‌گیرد که تصویر دیگری ارائه می‌کنند. در نخستین پل، احتمال قرار گرفتن در زمان و مکان اشتباه، مقدمه بیان وحشتی تحمل‌ناپذیر است. عبارت «طعمشو چشیدم» نیز راوی را از جایگاه ناظر بیرونی به جایگاه کسی می‌برد که مدعی تجربه مستقیم این ترس است.

در یک خوانش تفسیری، لحن تهاجمی می‌تواند نقش حفاظی کلامی را داشته باشد: راوی با بزرگ‌نمایی قدرت خود، در برابر امکان آسیب دیدن مقاومت می‌کند. این برداشت، تشخیص روان‌شناختی درباره صاحب اثر نیست؛ توصیفی از سازوکار شخصیت سخنگو در متن است. اهمیت ترانه نیز تا حدی از همین فاصله می‌آید: کسی که خود را برتر معرفی می‌کند، هم‌زمان از شکنندگی زندگی سخن می‌گوید.

پیش‌کورس؛ تغییر مقیاس از جهان آشفته به فضای شخصی

پیش‌کورس روشن‌ترین پیشنهاد عملی ترانه را مطرح می‌کند: آباد کردن یک «سوییت کوچک». پس از داوری‌های گسترده درباره دیگران و جهان، مقیاس ناگهان کوچک می‌شود. راوی به جای اصلاح فوری همه‌چیز، از ساختن محدوده‌ای سخن می‌گوید که می‌تواند بر آن اثر بگذارد.

این جابه‌جایی به متن انسجام می‌دهد. فضای شخصی، نمونه‌ای کوچک از امکان آبادانی در محیط آشفته می‌شود. کنار هم قرار گرفتن «قدم»، «قلم» و «قد علم» نیز حرکت، نوشتن و ایستادگی را به یکدیگر پیوند می‌زند. هرچند معنای بعضی عبارت‌ها به‌دلیل زبان شکسته کاملاً شفاف نیست، جهت کلی آن‌ها روشن است: کنش کوچک می‌تواند صورت مقاومت پیدا کند.

جمله محوری این بخش، «آدم روح بده به کلمه»، نگاه ترانه به زبان را آشکار می‌کند. کلمه قرار است حامل تجربه و عشق باشد. این ادعا معیار نقد خود اثر را نیز فراهم می‌کند: آیا زبان ترانه در تمام بخش‌ها به سمت همین هدف می‌رود؟ حضور توهین‌ها و تهدیدها نشان می‌دهد که پاسخ یکدست نیست.

ترجیع‌بند؛ آرامش در محاصره خشونت زبانی

ترجیع‌بند با نام‌گذاری مستقیم «ترس» آغاز می‌شود و سپس شنونده را در معرض وزوز، فشار ذهنی، حبس و حمله قرار می‌دهد. در میانه همین فضای تهدیدآمیز، توصیه به آرامش، صبر و تلاش شنیده می‌شود. در نتیجه، ساختار معنایی این بخش دو حرکت دارد: ابتدا اضطراب را تشدید می‌کند و بعد می‌کوشد راهی برای مهار آن پیشنهاد دهد.

اما توصیه آرام‌کننده، دست‌کم در نخستین تکرار، با خطاب توهین‌آمیز بعدی تضعیف می‌شود. راوی از مخاطب می‌خواهد آرام باشد، ولی شیوه سخن گفتنش خود حامل تنش است. این تضاد از مهم‌ترین ویژگی‌های متن است: فاصله میان پیام مراقبت و زبان کنترل.

تکرار ترجیع‌بند، این تناقض را به مرکز اثر بازمی‌گرداند. مسیر ترانه به‌سادگی از ترس به آرامش نمی‌رسد؛ هر بار که امید مطرح می‌شود، فشار پیشین دوباره حضور پیدا می‌کند.

ساختار؛ حرکت از اعتراض به آرمان ترمیم

متن با معرفی نمایشی قطعه آغاز می‌شود و سپس سه ورس، پیش‌کورس‌های تکرارشونده، ترجیع‌بندها و پل‌های گفتاری را کنار هم می‌گذارد. پل‌ها نقش مهمی دارند، زیرا جریان تصویرپردازی و قافیه را متوقف می‌کنند تا راوی مستقیماً توضیح دهد، پرسش طرح کند یا نتیجه بگیرد.

ورس نخست عمدتاً محیطی آشفته و فرساینده می‌سازد. ورس دوم بر خیانت، رقابت و ادعای برتری متمرکز می‌شود. ورس سوم دامنه‌ای آرمان‌گرایانه‌تر دارد: قلب باید گشوده شود، تاریکی کنار برود، چراغ‌های سوخته عوض شوند و برگ‌های زرد دوباره سبز شوند.

بااین‌حال، همین ورس سوم نیز از تهدید و تصاویر خشن خالی نیست. این مسئله، حرکت به سوی ترمیم را ناتمام نگه می‌دارد. راوی خواهان پاکی و روشنایی است، اما هنوز از زبانی استفاده می‌کند که حذف و آسیب را تداعی می‌کند. این ناهماهنگی به پیچیدگی شخصیت او کمک می‌کند؛ در عین حال، از صراحت پیام آشتی‌جویانه اثر می‌کاهد.

ماه، روشنایی و بازسازی درون

تصویر «ماه کامل» در ورس سوم، عنوان آلبوم را به جهان درونی راوی پیوند می‌زند. ماه جای مغز می‌نشیند و وظیفه‌اش کنار زدن تاریکی است. در این استعاره، ذهن مطلوب سرچشمه روشنایی می‌شود؛ تصویری که در برابر ذهنِ گرفتار در «چرخ گوشت» قرار می‌گیرد.

چراغ‌های سوخته، گردوغبار، رنگ طبیعت و برگ‌های زرد، شبکه‌ای از تصاویر فرسودگی و بازسازی می‌سازند. این بخش، ترس را به مسئله‌ای مربوط به کیفیت زیستن تبدیل می‌کند: چه چیزی باید در محیط، رابطه‌ها و درون فرد تغییر کند تا امکان ادامه دادن فراهم شود؟

در کنار این تصاویر، خواسته «تبدیل دستور به خواهش» اهمیت ویژه‌ای دارد. این عبارت می‌تواند نشانه میل به فاصله گرفتن از رابطه مبتنی بر فرمان باشد. کنار گذاشتن نام «امیر» در ادامه نیز، در سطح بازی زبانی متن، با همین خواسته ارتباط پیدا می‌کند. با وجود این، لحن آمرانه بخش‌های دیگر نشان می‌دهد که چنین تغییری هنوز بیشتر آرزوست تا دستاورد.

قافیه و زبان؛ قدرت آوایی در برابر ابهام معنایی

ترانه از زبان محاوره، عبارت‌های شکسته، تکرار، بازی با اصطلاحات و خوشه‌های هم‌آوا استفاده می‌کند. ترکیب‌هایی مانند «سخت و سرد» و «سم و زهر»، با فشرده‌سازی واژه‌های کوتاه، ظرفیت ضرباهنگی بالایی در متن ایجاد می‌کنند. برخی زنجیره‌های آوایی نیز بیش از آنکه حامل گزاره‌ای روشن باشند، بر برخورد صداها و قابلیت اجرای نمایشی تکیه دارند.

خطاب‌های مکرر برای تغییر قافیه، فرایند ساختن ترانه را وارد خود ترانه می‌کنند. راوی لحظه‌ای از نقش سخنگوی جهان داستان فاصله می‌گیرد و به سازوکار نوشتن و اجرا اشاره می‌کند. این خودارجاعی، متن را شبیه اجرایی می‌کند که وقفه‌ها و واکنش‌هایش نیز بخشی از اثر هستند.

این شیوه دو نتیجه دارد. از یک سو، زبان را پرتحرک و دارای شخصیت می‌کند؛ از سوی دیگر، در بعضی سطرها پیوند معنایی را ضعیف می‌سازد. نباید برای تمام ترکیب‌های نامأنوس، معنایی قطعی فرض کرد، به‌ویژه آنکه متن پیاده‌شده ممکن است در ثبت برخی واژه‌ها ابهام داشته باشد. نقد دقیق باید میان تصویر روشن، بازی صوتی و عبارت نامطمئن تفاوت بگذارد.

پایان؛ انتظار در دل ترس

پرسش نسبت میان انتظار و ترس، ابتدا در پل مطرح می‌شود و در پایان پاسخ می‌گیرد. راوی انتظار را زیرمجموعه ترس می‌بیند: آنچه انتظار را دشوار می‌کند، هراس از نتیجه نامعلوم است. تصویر غرق شدن انتظار در ترس، این رابطه را به شکلی استعاری توضیح می‌دهد.

این نتیجه‌گیری را باید دیدگاه راوی دانست، نه حکمی علمی درباره هیجان‌های انسان. کارکرد آن در ترانه، بازگرداندن موضوع‌های پراکنده به عنوان اثر است. دعوت نهایی به عبور از ترس نیز پایان را به سوی کنش می‌برد، هرچند متن مسیر مشخصی برای این عبور ارائه نمی‌کند. پیشنهادهایش در طول اثر پراکنده‌اند: صبر، تلاش، آبادانی فضای شخصی، صداقت، عشق و اتکا به ایمان.

ارزیابی نهایی

نقطه قوت «ترس» در تصویرهای جسمانی اضطراب، بازگشت مؤثر پیش‌کورس و برخورد صداهای متعارض راوی است. اثر وقتی از ذهنِ خردشونده، فضای کوچک قابل آبادانی یا چراغ‌های سوخته سخن می‌گوید، تجربه عاطفی را به تصویر تبدیل می‌کند و از کلی‌گویی فاصله می‌گیرد.

در مقابل، تراکم توهین‌ها، خودستایی و بعضی بازی‌های آوایی، گاه تمرکز معنایی را کاهش می‌دهد. مهم‌ترین محدودیت متن نیز شکاف میان آرمان عشق و زبان تهدید است؛ شکافی که هم به شخصیت راوی عمق می‌دهد و هم اعتبار پیام آرام‌کننده او را به چالش می‌کشد.

«ترس» را می‌توان روایتی از میل به روشنایی در ذهنی همچنان درگیر فشار خواند. ارزش آن بیش از ارائه پاسخی قطعی، در آشکار کردن همین کشمکش است: راوی می‌خواهد جهان را آرام‌تر کند، در حالی که زبان خودش هنوز از اضطراب و خشم رها نشده است.

متن آهنگ ترس از امیر تتلو

[اینترو]
ترس
ایمورتالو
ترس
1 1 2 2 8
ایمورتالو
ترس
و بالاخره ترس
آهنگ پنجم از آلبومِ “ماه کامل”
یعنی قلبِ آلبوم !
قلب آلبوم لرزید از ترس !!
از ترسِ “ترس”
(یواش اَده یواش ! هُشَّه !)
حالا، دارم برات

Beat master, Ansar, let’s go !

[ورس ۱]
آ
همه شدن، کلا همه، بلرزونِ درازگوش
آها
از بس خلن تو ام عنه
ببر خونه بنداز توش !
هع
که دیگه بساطِ تو ام جَمعه
پس با همین یخورده بساز، نوش !
یه سری طعمِ همه‌چی میدن
شَلَم شوربا اصلاً لباس کوش!؟
یا هرکی مزه‌ی اون یکی رو میده
چون اونم همینه
یه ملعونِ وِلنگ و واز پوش!
یه سری هم بی‌معنی و بی‌مزه
این قلمارو دیگه معلومه بشاش توش!

یه جاش پوچه؛ بقیه جاهاش کوچه
هرجایی و دستمالی
هرکاری کنی همیشه یه پاش نوچ
جوری که چسبیده زمین
یه پاش هم لنگه
چون شده… هان؟
چون شده چشاش لوچ
بله شده چشاش لوچ!
از فرطِ اخم و تَخم
انقده تیره و سیاه که همه جا شده وهم و زخم، توهم،
همه زشت و ندارد، طبیعیه، کردن خوشگلاش کوچ
ما موندیم و بی‌وقت و وقت
آره
ما موندیم و سخت و سرد و سم و زهر و ترس و قهر و تخت و
غلت و غلت و غلت و غلت …
آره ما موندیم و جر و بحث و نقض و نحسی و حبس
ولی آزادی آزادی آزادی
من که خیلی بالام
نمیشه بکنی سگ‌مستو مست!
(نمیشه بکنی سگ مست رو مست)
سگ مست رو مست!
Please change the rhyme, bro !

[پیش کورس]
اگه این سوییتِ کوچیکمو آبادش کنم
توی این آبادی خودش یه قدمه
واسه یه جمله پر از عشق باید
آدم روح بده به کلمه
اگه این سوییت کوچیکمو آبادش کنم
توی این شلم شوربا خودش یه قلمه
خودش یه قد علمه !!
واسه یه جمله پر از عشق
باید آدم روح بده به کلمه

[ترجیع‌بند]
ترس !
همه تو مخی، بی‌رگ
فقط وز و وز
آلودگی صوتی… چه نیــرومنده!
(چقد کوبنده)
پس، این مخه هر روز تو چرخ گوشته
اینجا رنده منده …
(کیـ کیـ کیــ کیـ …)
رنده منده کیلو چنده؟!!
حبس! سه کام نه، واقعیه !
معلوم نیست کی کرده دیروز حمله
بسه تو نترس؛ شما فقط آرامش داشته باش
فقط صبر و تلاش
که بشینی این رو حله !
همه چی هست شکر خدا
بیای بشینی این رو حله …

رو صبر و تلاشو گفتم !!
یابو، بیخود ذوق نکن !
ببند پَکو پوزو !

[پُل]
خلقت حیرت‌انگیزِ خداوند متعال
یهو یه لحظه، ببین
فقط یه ثانیه، یه لحظه، در زمان اشتباه، در مکان اشتباه قرار بگیری…
نمیدونی چقدر وحشتناکه و
نمیتونی تحمل کنی حتی یه ذره‌شو …
نه، نمیتونی !
دیدم که میگم !
طعمشو چشیدم که میگم …

[ورس ۲]
همه مشغولِ راحت گوه خوردن
هع
مال ما رو هم همین ساعت دو بردن !
قشنگ بذارن سر سفره
باز نوش که شاید تو پُر یا تپل شن !
ما هم بیخی… عالم… بیخیالم !
بیخیال
فقط ریلکس کارم بود یه قل دو قل شمع
ریلکس کارم بود یه قل دو قل شمع

همونایی که شورتمون
میشد صد دست واسشون کت شلوار،
همونا زدن بهمون
ولی خودشونم (آسه، به به، خاصه‌شون شد سربار!)
ولی ما موندیم که هنوزم گنگ گنگ بنگ بنگ کیو سنگ سنگ
ماسه‌مون پُر، خرکار
کارا سرعتوار
اگه بقیه اندکن فندکن
ماها آتیشمون پُر خروار !
ماها پُر خروار
(اندکن، ماها پُر خروار)
ما ها رپی و لش، بقیه کت شلوار !

اما انقدر زدن بر بدن
شدن کرگدن !
ولی یه روده‌ی راست هم تو شکما نیست
من خودم به هر بدن سر زدم
فهمیدم خودم از همه برتر محشرم
Please change the rhyme, bro !

میگه طرف آجرِ اولش کجه
پس بدون هرچی که ساخت شُله!
خب انقده همه چیو داده همه جا
که خانِ اونش صاف شده !
یعنی همه ترساش ریخته
چون دور پُرِ آویزون، نره‌خر، آشخور، لاشخوره
آخه هیچ رقمه هیچوقت
نمیتونه هر بازیکن سولاخی کفشِ مارادونا پاش کنه !!
(هیچ سولاخی، نه !)

Change the rhyme bro !

[پیش‌کورس]
اگه این سوییت کوچیکمو آبادش کنم
توی این آبادی خودش یه قدمه !
واسه یه جمله پر از عشق باید آدم روح بده به کلمه !!
اگه این سوییتِ کوچیکمو آبادش کنم
توی این شلم شوربا خودش یه قلمه !
خودش یه قد علمه !!
واسه یه جمله پر از عشق
باید آدم روح بده به کلمه !

[ترجیع‌بند]
ترس
همه تو مُخی، بی‌رگ
فقط وز و وز، آلودگی صوتی… چه نیــرومنده!
(چقدر کوبنده)
پس، این مخه هر روز تو چرخ گوشته
اینجا رنده منده
رنده منده کیلو چنده؟!!
حبس! سه کام نه، واقعیه !
معلوم نیست کی کرده دیروز حمله !
بسه تو نترس؛ شما فقط آرامش داشته باش
فقط صبر و تلاش
که بشینی این رو حله …

حله، حله، حله
حل میکنم توش!
Hey, see me! They watchin’!
منم باهوش!”

[پُل]
به‌نظر شما انتظار قوی‌تره یا ترس؟!؟
کی میدونه ترس قوی‌تره یا انتظار ؟!
حالا میگم… به دندون بگیر…
دندون بگیر
شیرو میگی درسته؟!
عیبی یوخ

[ورس ۳]
من می‌خوام باز کنم این قلبمو جلو روی تو
ببینی توش فقط عشقه و
فَـ… فقط عشق
ببینی بهشتو ساختم واستون تو همه چیزای بدو خط زدمش !
من میخوام باز کنمش این جمجمه رو
ببینی ماهه که جای مغزمه …
ببینی ماهِ کامله تو سرم
که کارش تاریکیو خط زدنه !

باید این لامپای سوخته، ها …
همه‌شون عوض شن !
باید نه خاک رو میز باشه، نه حتی رو سقف، نه پرچم !
باید این زمینو جارو بزنم
که ببینه پاکیو فقط چَشم و
فقط با پایِ هم موندن، پاکی چشم سالم
که دود شی لوچیا، اوچی موچیا
همه باهم از دم سقط مقط شن !
(همه از دم سقط شن!)
من میخوام رو دیوارا
رنگِ طبیعت بپاشم
قلب و مغز و روحمو جلا بدم
اونم همزمان ! هر سه تا شمع!
من دنبال روشنیِ آینده‌ام و
دنبال قصرم و شمع
بالا بالا بالا بالا
جایی که بخوام تو این حبسه تار شم

هرکی اومد تو دم و دستگاهمون
لنگر خورد کنگر اِنداخت !!
تازه، هم تا ته خوردش
درست هفده‌یوث نه هجده‌یوثم چنگ انداخت !!
ببین اینکه هنوز سالمی زنده‌ای رو تو نساختی،
سنگرت ساخت!
آره الانت پیروزیه اما یکم دیگه میبینی یهو شده بعدنت باخت !
یهو دیدی ترس به بدنت بافت !

بله بافت جوری که حتی تیکه‌هاتو پزشک قانونی نتونه بذاره کنارِ هم
تازه‌شم بیخود خونواده و دوستات
مشمول، مشغول، مجبور به انتظارت شن !
ولی من می‌خوام عود و گلو، بوی خوشو واسه همه
واسه پخش این زلالیِ خیالم میلیون میلیارد کاسه کمه !

باید این برگای زردو سبز کنم با نفسم
انقده خوب کنم حال مردمو،
که بد نشه حالم اصلاً !
باید این نقشای شومو همه رو شادش کنم
کل عالمو نوازنده کنم
تا بشم سازش خودم …!
(اتحاد، اعتبار، اعتماد)
تا بشم سازش خودم !
باید بپرم، بپرم پرواز کنم که این قرقیه شده دیگه بالش بلند
شاهینش و ماهین و عقاب مقاب نپاییدم
که میخوام دستورو تبدیل به خواهش کنم
پس دیگه امیر نیستم، بگو ایمور !

[پیش‌کورس]
اگه این سوییت کوچیکمو آبادش کنم
توی این آبادی خودش یه قدمه
واسه یه جمله پر از عشق باید …
آدم روح بده به کلمه

اگه این سوییت کوچیکمو آبادش کنم
توی این شلم شوربا خودش یه قلمه
خودش یه قد علمه
واسه یه جمله پر از عشق
باید آدم روح بده به کلمه

[ترجیع‌بند]
ترس !
همه تو مُخی، بی‌رگ
فقط وز و وز، آلودگی صوتی… چه نیــرومنده!
(چقد قویه، هییس !)
پس، این مخه هر روز تو چرخ گوشته
اینجا رنده منده
رنده منده کیلو چنده؟!!
حبس! سه کام نه، واقعیه !
معلوم نیست کی کرده دیروز حمله
بسه تو نترس؛ شما فقط آرامش داشته باش
فقط صبر و تلاش
که بشینی این رو حله !
همه چی هست شکر خدا
بیای بشینی این رو حله

[پُل]
ببین آخرِ آخرِ آخرِ کارکشته بازی
(خ خ خـ … بله دیگه)
(خارکشته بازی)
کارکشته بازی دیگه اَهَع
واقعی بودنه !!
آخر آخر کارکشته بازی واقعی بودنه
صداقت، راست گفتن !
این یعنی شجاعت
این یعنی خیال راحت
این یعنی طرف کاملاً خلع سلاح و خیالِ پُر
که قربونش برم اون بالایی هست !
پس… اَهَع
ببین قربونش برم هست
خیلیم قویه !
قوی تر از اونی که فکرشو بکنی !
قربونش برم اون بالایی هست !
اَهَع

[ترجیع‌بند]
ترس !
همه تو مخی، بی‌رگ
فقط وز و وز
آلودگی صوتی… چه نیـــرومنده!
(چقدر قویه! هیس !)
پس، این مخه هر روز تو چرخ گوشته
اینجا رنده منده
(کی کی کیـ کیـ …)
رنده منده کیلو چنده؟!!
حبس! سه‌کام نه، واقعیه !
معلوم نیست کی کرده دیروز حمله
بسه تو نترس! شما فقط آرامش داشته باش
فقط صبر و تلاش
که بشینی این رو حله !
همه چی هست، شکر خدا
بیای بشینی این رو حله
(حله)

[اوترو]
اوه اوه اوه
انتظار از ترس هم قوی‌تره
خبری نبودا !
سوالی بود !
انتظار از ترس هم قوی‌تره؟!
بنظر من نه !
ترس از انتظار قوی‌تره !
همون ترسِ انتظار خودش ترسه دیگه !
ترسه …
یعنی ترس وسطِ انتظار غرق نی
این انتظاره که وسطِ ترس غرقه !!
پس، بالاخره یکی پیدا شد که پرده انتظارو زد
ترس!
از انتظار قوی تره !
ترس …
باید از ترس‌ها گذشت !!
باید از ترس‌ها گذشت !
خلاص
۱ ۱ ۲ ۲ ۸
تمام

آهنگ پسند شما بود؟
1 0

نظر شما چیست؟

avatar