
دانلود آهنگ امیر تتلو من و خدا شما همه
دانلود آهنگ امیر تتلو من و خدا شما همه
دانلود آهنگ جدید امیر تتلو به نام من و خدا شما همه با لینک مستقیم
Download New Song By Amir Tataloo Called Mano Khoda Shoma Hame With The Quality Of 128 And 320
تحلیل آهنگ «من و خدا شما همه» از امیر تتلو؛ میان نیایش، خوداسطورهسازی و دعوت به اتحاد
«من و خدا شما همه» با صدای امیر تتلو بر تنشی مرکزی بنا شده است: راوی از یک سو خود را «هیچ» و «بنده خدا» معرفی میکند و از سوی دیگر، در برابر تمام جهان میایستد و بر یگانگی و قدرت خود تأکید میگذارد. خدا در این متن هم پناهگاه رنج است، هم سرچشمه اعتمادبهنفس و هم مبنای هویتی که با نام «ایمورتالو» صورتبندی میشود. حاصل، ترانهای است که زبان نیایش، رجزخوانی رپ، نمادپردازی کیهانی و عددباوری شخصی را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
عنوان؛ مرزبندی با جهان یا خطاب به همه؟
عبارت «من و خدا شما همه» در خوانش نخست، جهان را به دو سوی نابرابر تقسیم میکند: «من و خدا» در یک طرف و «شما همه» در طرف دیگر. حذف فعل و حرف ربط، جمله را فشرده و شعاری کرده و به آن ظرفیت رجزخوانی داده است. راوی برای ایستادن مقابل جمع، به شمار نیروها تکیه نمیکند؛ همراهی خدا برای او کافی است.
اما معنای عنوان در طول ترانه ثابت نمیماند. در ورس سوم، دعوت به یکیشدن مردم و گروههای اجتماعی، مرزبندی اولیه را به چالش میکشد. پایان متن نیز با عبارت «فقط من و شما همه» امکان خوانشی جمعیتر را پیش میکشد. این جابهجایی، لزوماً تضاد آغازین را حل نمیکند، اما نشان میدهد «شما» هم جایگاه مخالف را دارد و هم جایگاه مخاطبی که قرار است به اتحاد فراخوانده شود.
تنش میان جدایی و پیوند، یکی از مهمترین ویژگیهای اثر است: راوی برای تثبیت فردیت خود از جمع فاصله میگیرد، اما برای گسترش پیامش دوباره به همان جمع بازمیگردد.
صفر و یک؛ فروتنی دینی و ادعای برتری
ترجیعبند، دستگاه معنایی آهنگ را در دو سطر خلاصه میکند:
«من صفر و یک شمارهمه / که من هیچ و خدا یکی»
صفر به ناچیزی انسان و یک به یگانگی خدا اشاره میکند. در این سطح، متن زبان فروتنی دارد: راوی اعتبار خود را مستقل از خدا نمیداند. بااینحال، تکرار «شماره یک بیداره، بیدارترین» همان عدد را به نشانه برتری و آگاهی ویژه تبدیل میکند. «یک» میان معنای توحیدی و معنای رتبهبندی حرکت میکند.
پارادوکس اصلی ترانه همینجاست: راوی خود را صفر مینامد، اما از اتصال به یک، هویتی ممتاز میسازد. این دوگانگی در تصاویر دیگر نیز ادامه پیدا میکند؛ «بنده خدا» بودن در کنار تشبیه خود به ماه، شیر و موجودی جاودانه قرار میگیرد.
از این منظر، فروتنی در متن به محوشدن «من» منجر نمیشود. برعکس، وابستگی به خدا به پشتوانهای برای برجستهکردن آن تبدیل میشود. اثر از همین کشمکش نیرو میگیرد، هرچند همیشه میان تسلیم و خودستایی تعادل برقرار نمیکند.
خدا بهعنوان پناهگاه رنج
در ورس اول، اشاره به کمبود غذا، پرونده قضایی، طرد اجتماعی و آسیبدیدن، معنویت را به تجربههای ملموس پیوند میزند. تصویر «نور خدا» در چنین بستری، کارکردی روانی و روایی پیدا میکند: راوی با آن، فشارهای بیرونی را تحملپذیر و ادامهدادن را ممکن میسازد.
بااینحال، عبارت «نه میفهمم درد چیه» را نباید گزارشی مستقیم از نبود رنج دانست. خود متن از تاریکی، سوختن، غم و انتظار نور سخن میگوید. این جمله بیشتر صورت اغراقآمیز مقاومت است؛ تلاشی برای بیان اینکه درد دیگر اختیار کامل راوی را در دست ندارد.
عبارت «حسبیالله» نیز همین منطق را جمعبندی میکند: خدا برای راوی کفایت میکند. تکرار «یا خدا» سپس این معنا را از سطح توضیح به سطح ذکر میبرد. مقایسه نیاز به ذکر با «خمار»شدن، زبان قدسی را به واژگان جسمانی و محاورهای وصل میکند. این انتخاب، نیایش را شخصی و زمینی میسازد و نشان میدهد نام خدا در روایت، نیازی پیوسته و تجربهشده است.
ماه، جنگل و کهکشان؛ ساختن هویت «ایمورتالو»
ماه مهمترین تصویر بصری متن است. راوی خود را تکماهی در میان تاریکی معرفی میکند؛ تصویری که تنهایی و برجستگی را همزمان حمل میکند. او از دیگران جداست، اما این جدایی را نشانه درخشش میخواند. پیوند ماه با «نور خدا» همچنین اجازه میدهد روشنایی راوی وابسته به سرچشمهای فراتر از خود او تعبیر شود.
تصاویر جنگل، گرگ، شیر و حیوان رامشده در سیرک، وجه دیگری از همین هویت را میسازند. در این بخش، روایت از بقا و قدرت به خطر تحقیر و مهارشدن میرسد. راوی هم موجودی نیرومند است و هم کسی که احساس میکند دیگران خواستهاند قدرتش را تغییر دهند یا محدود کنند.
در ادامه، پرواز، کهکشان، ریشه مشترک و نام «ایمورتالو» افق روایت را گسترش میدهند. «جاودانگی» در این متن ادعایی درباره واقعیت زیستی نیست؛ بخشی از شخصیت شاعرانهای است که میخواهد از شکست و فرسودگی عبور کند. نامگذاریهای مکرر نیز به تثبیت این شخصیت کمک میکنند.
در کنار این تصاویر، حضور «یین و یانگ»، «کارما» و ذکر اسلامی، جهان معنوی متن را ترکیبی میکند. ترانه این مفاهیم را در یک نظام فلسفی منسجم توضیح نمیدهد؛ آنها را بهصورت نشانههایی از تعادل، پیوند، بازگشت پیامدها و اتصال به کلیت جهان به کار میگیرد.
عددباوری؛ روایت نمادین به جای استدلال
دو پل ترانه به محاسبات مبتنی بر تاریخهای تولد اختصاص دارند. راوی ارقام را جمع و نتیجهها را دوباره تجزیه میکند تا به عددهایی برسد که از پیش در هویت او اهمیت یافتهاند. این بخشها میکوشند میان زندگی شخصی، نام هنری و نظم جهان ارتباط برقرار کنند.
کارکرد اصلی این محاسبات، خوداسطورهسازی است: تاریخ تولد از یک داده شخصی به نشانهای از تقدیر و تمایز تبدیل میشود. اشاره به تسلا و اعداد سه، شش و نه نیز در همین چارچوب عمل میکند؛ متن از نام او برای تقویت فضای رازآلود اعداد استفاده میکند، بدون آنکه توضیح علمی ارائه دهد.
در نقد این بخش باید میان نمادپردازی و اعتبار ریاضی تفاوت گذاشت. مثلاً رسیدن از ده به یک از طریق جمع ارقام، به معنای برابر بودن عدد ده با یک نیست. افزون بر این، شیوه گروهبندی و کاهش اعداد در متن یکدست نیست؛ بنابراین نتیجهها بیشتر تابع مسیر انتخابی روایتاند تا یک روش اثباتی مستقل.
این پلها برای فهم جهان شخصی راوی مهماند، اما از نظر ایجاز، حرکت متن را کند میکنند. تکرار «عجیبه» و توضیح گامبهگام محاسبات، بیان را از تصویرپردازی به گفتاری آموزشی میبرد. برای مخاطبی که با این نظام نمادین همراه نیست، این بخشها میتوانند فاصلهای میان او و جریان عاطفی ترانه ایجاد کنند.
ساختار و زبان؛ از ترجیعبندِ ذکرگونه تا گفتار نمایشی
متن از اینترو، سه ورس، ترجیعبندهای تکرارشونده، دو پل و آوترو تشکیل شده است. اینترو با «تماس از کره زمین» و معرفیهای پیاپی، فضایی نمایشی میسازد. پایان نیز با شکرگزاری و تأکید بر «بیداری» به نوعی اعلام تولد دوباره میرسد. میان این دو نقطه، راوی مدام خود را معرفی و معنای حضورش را بازتعریف میکند.
ترجیعبند بیش از آنکه روایت را جلو ببرد، پیام مرکزی را تثبیت میکند. تکرار «یا خدا» و عنوان آهنگ، در سطح نوشتاری ظرفیت همخوانی و ذکرگونهشدن دارد. در مقابل، پلها وظیفه توضیح دستگاه عددی را بر عهده گرفتهاند و ورسها تجربه رنج، هویت فردی و خطاب اجتماعی را گسترش میدهند.
زبان اثر عامدانه محاورهای است. صورتهایی مانند «اصن»، «آخیش» و «غُر میزنم» فاصله میان گفتار روزمره و بیان معنوی را کاهش میدهند. همنشینی این زبان با اصطلاحات دینی و کیهانی، به متن شخصیت میدهد؛ هرچند تراکم ارجاعها و تغییر ناگهانی موضوع، گاهی وضوح آن را کم میکند.
از نظر قافیه، مجموعههایی مانند «انباری / داری / همکاری / کاری» یا «یکی / یکی» به بیان ضربی و تکرارشونده کمک میکنند. درخواست مکرر برای تغییر قافیه نیز لحظهای فرامتنی است: راوی توجه مخاطب را به خودِ فرایند ساخت و اجرای کلام جلب میکند. این تمهید میتواند حس بداههگویی ایجاد کند، اما تکرارش گاهی پیوستگی فضای نیایشی را قطع میکند. سنجش موفقیت اجرایی آن، به شنیدن قطعه وابسته است.
دعوت به اتحاد؛ گسترش پیام و تضاد حلنشده
ورس سوم دامنه مخاطبان را از مخالفان فرضی به مردم، سیاستمداران، ورزشکاران و هنرمندان گسترش میدهد. تأکید بر یکیشدن و تکرار «آزادی»، پیام اثر را اجتماعیتر میکند. «پیروزی» و «استقلال» نیز در بافت این بخش، هم معنای عمومی دارند و هم امکان تداعی نام دو باشگاه را ایجاد میکنند؛ بااینحال، متن برای قطعیدانستن این برداشت کافی نیست.
نکته انتقادی این است که دعوت به اتحاد همچنان حول شخصیت راوی سازمان مییابد. پرسش درباره استقبال از «ایمورتالو» بلافاصله پس از خطاب جمعی، دوباره او را به مرکز صحنه بازمیگرداند. بنابراین وحدت در متن میان دو معنا معلق است: کنارگذاشتن مرزها و گردآمدن حول یک چهره محوری.
همین ابهام، اثر را از یک پیام ساده همبستگی فراتر میبرد. ترانه میخواهد جمع را به هم نزدیک کند، اما زبان «من در برابر همه» را نیز حفظ میکند؛ تضادی که بخشی از جذابیت و بخشی از محدودیت آن است.
ارزیابی نهایی
«من و خدا شما همه» در سطح ترانهنویسی، بیش از هر چیز بیانیهای شخصی درباره بقا، ایمان و بازتعریف هویت است. قدرت متن در ترجیعبندِ بهیادماندنی، تصویر محوری ماه، پیوند نیایش با رنج روزمره و برخورد فروتنی با ادعای برتری قرار دارد. در سوی دیگر، طولانیشدن محاسبات عددی، تراکم نمادها و بازگشت مکرر به معرفی خود، از انسجام و ایجاز آن میکاهد.
این اثر را میتوان روایتی از انسانی خواند که برای ایستادن در برابر فشار جهان، رابطهاش با خدا را به زبان قدرت ترجمه میکند. هرجا این تجربه در تصویر و احساس بیان میشود، متن اثرگذارتر است؛ هرجا میکوشد تمایز راوی را با محاسبه و اعلام مستقیم اثبات کند، از ظرفیت شاعرانه خود فاصله میگیرد.
متن آهنگ من و خدا شما همه از امیر تتلو
[اینترو]
این تماس از کرهی زمین
و تماس گیرنده… تَ تَ تَ تتله
تَ تَ تَ
ایمور تَتْلو
من و خدا، شما همه
ایمورتالو
۱ ۱ ۲ ۲ ۸
فک کنم داریم میرسیم به تهش
The We’reThWorld, let’s go again !
[ترجیعبند]
من و خدا شما همه
من صفر و یک شمارهمه
که من هیچ و خدا یکی
پس جز خودشون برم سراغ کی؟
هرکی یا مددی داره؛
من فقط “مدد یا خدا” شعارمه
روزی هزار بار نگم “یا خدا”
اصن انگار خمارم هی …
یا خدا، یا خدا، یا خدا، یا خدا
واسه من هردو عالمه
نام خدا یاد خدا
هرچی هست و دارمه
من و خدا شما همه
من و خدا شما همه
من و خدا شما همه
من و خدا شما همه
عااا
[ورس ۱]
من و خدا، شما همه
کل کره زمین با هم بشین آسمون و تاریکی
من تکی یعنی خودِ همین ماهام
من تنها و آخیش …
شما اصن بگو یه آسمون و من تک
یعنی خودِ همین ماهام …
خودِ همین یعنی من تک ماهام
وسطِ اینهمه تاریکی
نور خدا که شاملمه
نه میفهمم درد چیه و نه میپرسم، نه غُر میزنم …
چرا شامه کمه تو وعدهی غذاییم
یا تو پرونده قضاییم
هرچی هم بشه این حال منه
عاشق و عاشقتر شدن
کلا “بنده خدا” اسم کاملمه !
آهاا
نور خدا که شاملمه
هرچی هم کل فضا غم باشه هم
من باز نور میبینم کنارِ غمه
من و خدا شما همه
شاید بشم طرد از جامعه
ولی این شعرا خب که مال منه !
من و خدا، شما همه
که هرچقدم سوزوندنم بازم موند افتخار یه نمه ! (شکرت)
هی به مو رسید ولی پاره نشد، هرکی هم خواست چاه بکنه
آره، هرکی خواست چاه بکنه،
خودش تهِ چاه موند !
فقط باعث شد خودش درجا بزنه
(خودش درجا بزنه)
Please change the rhyme, bro!
من از جنگلِ تاریک و یه گله گُرگِ پیر
زدم بیرون کلهگنده، شیر !
تنهام و وحشی ولی دیدم آره یه مشت منو سگِ هار کرده گربهگیر !
پس شدم از یکهای تو سیرک، هوش
شدم همصدای موزیک، بده گوش
اصلا منو چی کرد ایمور میدونی؟
صفر و یکه، یه i کوچیک … روش (حروف انگلیسی–i کوچیک)
حالا هم با این بالها
همش پروازه و پایین بالا
رفتن و فهمیدن شکر که نقطه آغاز ماییم حالا
که هم تجربه داریم ماها
هم یه جا کادو، یه جاهاییم کارما
(کارما …
یه جاهاییم کارما)
من و خدا، شما همه
که رأس و نبض و صدر و مغز و قلب و زهره
کوفت و درده کار این سالها !
نسل یک، درجه یک
صفر و یک شما– شمارمه
شماره یک بیداره، بیدارترین !
تماس از تَ تَ تَ تتله
[ترجیعبند]
من و خدا شما همه
من صفر و یک شمارهمه
که من هیچ و خدا یکی
پس جز خودشون برم سراغ کی؟
هرکی یا مددی داره؛
من “مدد یا خدا” شعارمه
روزی هزار بار نگم “یا خدا”
اصن انگار خمارم هی …
یا خدا، یا خدا، یا خدا، یا خدا
واسه من هردو عالمه
نام خدا یاد خدا
هرچی هست و دارمه
من و خدا شما همه
من و خدا شما همه
من و خدا شما همه
من و خدا شما همه
[پُل]
دَه (۱۰): یک بعلاوه صفر (۰+۱) مساوی با یِکه
چون هر عددی بهعلاوه صفر مساوی با همون عدده
پس شماره یک بیداره
چون شماره ۱۰ همون شماره یِکه !
پس صفر و یک شمارهمه !
راستی، 21 که میشه 3=1+2 با 9 میشه 12
(Three, six, nine)
دوباره 3=2+1 با 7 میشه 10
دوباره 1=1+0، 1 و 8 ! با 8 میشه 9 !
(Rest in peace, Tesla!)
و با 9 دوباره 18
و دوباره 8+1 دوباره 9 و دوباره 1 =
دوباره 10 !
عجیبه پس: 0 و 1 شمارهمه !
1987.09.21
حساب کنین: 10 !
0 و 1 شمارهمه !
شماره 1 بیداره، بیدارترین …
(باز من تو عمق تاریکی منتظرِ نور)
[ورس ۲]
بی نهایت، بیخط و خَش
کلا یچی اصلِ بیرنگ
یه “یا خدا” میگیم و میریم از اول
جا اینکه بزنیم به خستگی چنگ
یه سری قطعن، یه سری تُنگ و تَنگ
ما کلا یه ریز گفتم پس:
وصلِ شیلنگ یهریزم !
(هنو بیدنده تیزم)
همیشگی !
فک کردی که برمم جز خدا میرم پیشِ کی؟
ما حاصلِ صبر، سالها فکر و اندیشه ایم
خدا بخواد عقبگَرده بی بحث
نه میبینی چپ و راست، نه میبینی که پیش بریم
همه چی امرِ خداست
خواستِ خداوند حاصل و راه
و ماه بوده هدفِ همیشگیم
(منِ همیشگی، جاودانه از اینجا میاد دیگه !)
ما هم گل، هم گلبرگ و ساقه، همریشه ایم
با هم، با cosmos–کهکشان– هم مَهنشان، ماهِ کامل
خوب و خنده، یین یانگ
هم عمقِ تاریکی، هم نیشه ایم !
(زهرِ مار)
آخ …
من و خدا، شما همه
شما همه اهلِ زمین
شما تمامِ کهکشان که میدونم وصلِ همین
من و خدا، شما همه
“حَسبي اَلله”
که عربی هست ولی من شدم مستِ معنی …
معنی چیه؟
یعنی “خداوند مرا بس هستنــــــد”
یعنی خدا مرا بسه
بس هستش، همین
بَس هستش ترین !
[ترجیعبند]
من و خدا شما همه
من صفر و یک شمارهمه
که من هیچ و خدا یکی
پس جز خودشون برم سراغ کی؟
هرکی یا مددی داره؛
من “مدد یا خدا” شعارمه
روزی هزار بار نگم “یا خدا”
اصن انگار خمارم هی …
یا خدا، یا خدا، یا خدا، یا خدا
واسه من هردو عالمه
نام خدا یاد خدا
هرچی هست و دارمه
من و خدا شما همه
من و خدا شما همه
من و خدا شما همه
من و خدا شما همه
[پُل]
خب …
تاریخِ خارجیِ تولد که بررسی شد
میریم سراغِ تاریخِ ایرانی
که میشه ۱۳۶۶/۶/۳۰
(خداوند اگه گردن بگیرن … من همه چی و همهتونو گردن میگیرم)
خب، اینجا ۳۰ که همون ۰+۳ ئه
و گفتیم هر عددی بعلاوه صفر میشه خودش
پس ۳ داریم و ۶ داریم باز که میشه ۹
(حواستون به رقصِ اعداد هست؟)
عجیبه !
بعدم ۶۶ داریم که میشه دو تا شیش = ۱۲
یعنی ۲+۱ و باز ۳ !
باز عجیبه، ۹+۳ باز ۱۲ !
که باز میشه ۱ و ۲
۱ و ۲ هم میشه ۳
باز عجیبه !
با یه ۱۳۰۰ داریم که میشه ۴=۳+۱
و ۳ که میشه ۷ !
حالا میریم سراغِ هفت
پس فارسی شد ۷
و خارجیش شد 10
و 0 و 1 هم که 1#
یعنی شد 1 !
شماره یک بیداره
شماره 10 بیداره
شماره ۷ بیداره
و ۱+۷ هم که ۸ !
پس:
۱ ۱ ۲ ۲, ۷۸ !
تعادل ! یینگ یانگ !
یک یک، دو دو، هشت
فک کنم داریم میرسیم به تَهش !
افتاد الان؟
فک کنم افتاد الان که با ایمور تَتَلو
با تَتَلو
یا ایمورتالو
فرق نداره
هرکدوم که دلت میخواد، میشه برسیم به تهش، به لطفِ خدا
Again, change the rhyme, bro…
[ورس ۳]
منو درآر از انباری
مگه چندتا ازم داری ؟!
برمیاد ازم همکاری
درمیاد ازم هر کاری
شب تاریک، اما شمع داری
اصن فرق نداره، تو بگو هر کاری
من و خدا، شما همه
بگو صد تا، یهو میبینی صدتاییم !
فرقی نداره چندتایین
اصن تنها میام هرچندتایین !
پرچم شما بالا اصن
ما چراغ خاموش میایم، پرچم پایین
Again, change the rhyme, bro !
ولی فریاد میزنم و صدا بلنده الان
از سیاسیون گرفته تا ورزشکارا و هنرمندا
میگم به مردمِ شمال و جنوب و شرق و غرب
هرکی، تو گرما و یخبندان:
باید همه یکی بشن، یکی
که خدا یکی، یار یکی
دل یکی، دلدار یکی !
فکر یکی، پندار یکی !
ذهن یکی، زندان یکی
آزادی آزادی آزادی
یا خدا، خدا
تا برسیم به آبادی
همه چشمانتظارِ یکی …
انتظار
ترس یکی: از فقط خشم طبیعتِ خداوند
و پیروزی، استقلال یکی !
انشاءالله همین روزا باید برین استقبالِ کی؟!
ها ؟
باید همین روزا برین استقبالِ کی؟
(ایمورتالو !)
Again, change the rhyme, bro…
این نورِ خدا که شاملمه
نه میفهمم درد چیه نه میپرسم غُر میزنم …
چرا شامه کمه تو وعدهی غذاییم
یا تو پرونده قضاییم
هرچی هم بشه این حال منه
عاشق و عاشقتر شدن
کلا “بنده خدا” اسم کاملمه !
آهاا
آخ …
من و خدا، شما همه
شما همه اهلِ زمین
شما تمامِ کهکشان که میدونم وصلِ همین
من و خدا، شما همه
“حَسبي اَلله”
که عربی هست ولی من شدم مستِ معنی …
معنی چیه؟
یعنی “خداوند مرا بس هستنــــــد”
یعنی خدا مرا بسه
بس هستش، همین
بَس هستش ترین
(من و خدا، شما همه)
[ترجیعبند]
من و خدا شما همه
من صفر و یک شمارهمه
که من هیچ و خدا یکی
پس جز خودشون برم سراغِ کی؟
هرکی یا مددی داره؛
من “مدد یا خدا” شعارمه
روزی هزار بار نگم “یا خدا”
اصن انگار خمارم هی …
یا خدا، یا خدا، یا خدا، یا خدا
واسه من هردو عالمه
نام خدا یاد خدا
هرچی هست و دارمه
من و خدا شما همه
من و خدا شما همه
من و خدا شما همه
من و خدا شما همه
[آوترو]
خب پس فهمیدیم که کلید دستِ منه !
حسش کن فرقِ دستامو با بقیه
حسش کن فرق دستامو با بقیه
حسش کن
(حسش کن فرقِ دستامو با بقیه، با من دنیاتو نصفش کن)
میگن فرقی نداره ولی
فرق دارم از دم با اینا ۱ و ۲،
۳ بعدا حتی
هرکی خواست میتونه اینطور از اعداد بپرسه
کیو (cue) رو دادم تو ترس و
بشمر سه
“من و خدا، شما همه” یهو تو خلأ و بهت و خلسه حاضر شد
الان تولد دوباره با تتلو
فقط “یا خدا، یا خدا، یا خدا” ذکر
و “یا خدا” شعاره !
فقط من و خدا، شما همه
فقط “یا خدا” شعاره
و فقط صفر و یک شمارهمه
فقط من و شما همه
تمام
شماره یک بیداره، بیدارترین
Thanks, God !
Thanks, God !
Thanks, God !
Thanks, God !
Thanks, God !
(یا خدا، یا خدا، یا خدا …
خدایا شکرت
وای وای وای …
شکرت …
اتحاد، اعتماد، اعتقاد
یا خدا، یا خدا، یا خدا …)




نظر شما چیست؟