
دانلود آهنگ امیر تتلو غم گرفته همه کوچه های مارو
امیر تتلو غم گرفته همه کوچه های مارو
دانلود آهنگ جدید امیر تتلو به نام غم گرفته همه کوچه های مارو با لینک مستقیم
Download New Song By Amir Tataloo Called Gham Gerefte Hame Kooche Haye Maro With The Quality Of 128 And 320
تحلیل آهنگ «غم گرفته همه کوچههای ما رو» از امیر تتلو؛ از عشق شخصی تا اندوه جمعی
«غم گرفته همه کوچههای ما رو» در ظاهر یک ترانه عاشقانه درباره دلتنگی و وابستگی به معشوق است، اما با پیش رفتن قطعه مشخص میشود که مسئله اصلی آن صرفاً یک رابطه دو نفره نیست. ترانه تلاش میکند از تجربه خصوصی عشق، جدایی و ترس از دست دادن عبور کند و به مفاهیمی مانند اعتماد، صبر، شناخت ارزش داشتهها، رشد روانی و حتی بازسازی آینده برسد.
مهمترین ویژگی متن، همین حرکت میان دو مقیاس است: از «من و تو» به «ما»، از اتاق و پنجره به کوچههای شهر و از احساس فقدان به مسئلهای درباره شیوه زندگی کردن. به همین دلیل، کورس «غم گرفته همه کوچههای ما رو» فقط یک ترجیعبند عاشقانه نیست؛ نقطهای است که غم فردی را به فضایی جمعی تبدیل میکند.
از نظر موسیقایی نیز این مسیر با حالوهوای نسبتاً سنگین قطعه همخوان است. فایل صوتی حدود ۷ دقیقه و ۲۷ ثانیه زمان دارد و ضربآهنگ آن در محدوده میانی و نزدیک به ۱۰۳ BPM قرار میگیرد. فضای هارمونیک غالب نیز رنگی مینور دارد؛ انتخابی که با مضمون دلتنگی، تنهایی و کشمکش عاطفی متن سازگار است.
شروع ترانه؛ وقتی باران از خورشید قدرتمندتر است
ترانه با تصویری غیرعادی از طبیعت آغاز میشود. در این تصویر، باران عنصر اصلی و فعال صحنه است؛ خورشید میایستد و تماشا میکند، ماه تشویق میکند و رعدوبرق با تمام هیاهوی خود در حاشیه قرار میگیرد.
این وارونهسازی ساده نیست. معمولاً خورشید در ادبیات نماد قدرت، روشنایی و حیات است، اما اینجا مرکز قدرت به باران منتقل شده است. باران چیزی است که «میشوید» و بنابراین علاوه بر غم و اشک، معنای تطهیر و پاکسازی را نیز با خود حمل میکند.
این مفهوم بعداً در کورس دوباره ظاهر میشود؛ جایی که راوی از «پاکسازی» روح صحبت میکند. بنابراین باران ابتدای آهنگ را میتوان مقدمهای نمادین برای ایده مرکزی ترانه دانست: عبور از اندوه نه با انکار آن، بلکه با شسته شدن، تغییر کردن و ساختن دوباره خود.
ورس اول؛ معشوق بهعنوان پناهگاه در برابر جهان
در اولین ورس، راوی از همان ابتدا فاصله خود با جهان را نشان میدهد. درخواست دور شدن از «کره خاکی» و ترس از بلعیده شدن توسط زمین، وضعیت فردی را تصویر میکند که محیط اطرافش برای او امن نیست.
در چنین فضایی، معشوق فقط موضوع عشق نیست؛ به یک نقطه نجات تبدیل میشود.
راوی در ادامه با جزئیات بسیار روزمره درباره مراقبت از معشوق صحبت میکند. اینجا زبان از استعارههای بزرگ فاصله میگیرد و وارد فضای زندگی عادی میشود. همین تغییر مقیاس باعث میشود رابطه ملموستر شود. عشق نه از طریق تصاویر آرمانی، بلکه با نگرانی برای دستها، بغل کردن و دریافت انرژی مثبت تعریف میشود.
اما مهمترین بخش ورس اول زمانی شکل میگیرد که معشوق غایب است.
نبودن او باعث میشود حتی بهار به زمستان تبدیل شود. تصویر «دیدن برف در بهار» یکی از استعارههای مهم این بخش است. فصل بیرونی تغییر نکرده، اما ادراک راوی تغییر کرده است. بنابراین طبیعت دیگر یک واقعیت مستقل نیست؛ انعکاسی از وضعیت روانی شخصیت اصلی است.
همین منطق درباره رنگها نیز تکرار میشود. سبزی که معمولاً نشانه حیات و تازگی است، در غیاب معشوق زرد میشود. جهان برای راوی نه بر اساس واقعیت بیرونی، بلکه بر اساس حضور یا غیاب یک نفر معنا پیدا میکند.
اینجاست که جنبه دیگری از ترانه نمایان میشود: عشقی که آرامش ایجاد میکند، در عین حال خطر وابستگی شدید را هم در خود دارد.
کورس؛ «غم گرفته همه کوچههای ما رو» یعنی چه؟
کورس مهمترین بخش مفهومی آهنگ است؛ چون ناگهان ضمیر ترانه تغییر میکند.
تا پیش از آن مسئله «من» و «تو» بود، اما حالا صحبت از «کوچههای ما» است. غم دیگر فقط متعلق به یک فرد عاشق نیست؛ گویی بر محیط اجتماعی نیز سایه انداخته است.
کوچه در اینجا انتخاب مهمی است. کوچه فضایی میان خانه خصوصی و شهر عمومی است. خاطرات شخصی، روابط، دوستیها و تجربههای اجتماعی در آن به هم میرسند. وقتی گفته میشود غم همه کوچهها را گرفته، اندوه از یک احساس درونی به اتمسفر زندگی روزمره تبدیل میشود.
با این حال، کورس در غم متوقف نمیماند.
راوی از کنار گذاشتن موضوعات تاریک، فاصله گرفتن از عوامل مخرب، پاکسازی روح، ساختن دوباره خود و «پخته کردن خردههای کال» صحبت میکند. واژه «کال» در برابر «پخته» عملاً استعارهای از بلوغ است.
بنابراین پیام کورس را میتوان در یک حرکت سهمرحلهای خلاصه کرد:
غم وجود دارد؛ باید از عوامل فرساینده فاصله گرفت؛ سپس از وضعیت فعلی مادهای برای ساختن آینده ایجاد کرد.
جمله مربوط به ساختن آینده از «پسماندههای حال» شاید فشردهترین بیان فلسفه این آهنگ باشد. آینده در این نگاه چیزی نیست که از هیچ ظاهر شود؛ محصول نحوه استفاده از شکستها، خاطرات و بقایای اکنون است.
بریج اول؛ عشق بدون شناخت کافی نیست
اولین بریج از زبان شاعرانه فاصله میگیرد و تقریباً به شکل یک بیانیه یا گفتار مستقیم درباره رابطه ظاهر میشود.
اعتماد، صبر و ایمان سه مفهوم اصلی این بخش هستند. اما مهمترین جمله از نظر معنایی، تأکید بر تفاوت میان «داشتن» و «فهمیدن داشتهها» است.
این ایده رابطه را از سطح احساس صرف بالاتر میبرد. ممکن است کسی یک رابطه، فرصت یا انسان ارزشمند را در زندگی خود داشته باشد، اما اگر ارزش آن را درک نکند، داشتن بهتنهایی تضمینکننده ماندگاری نیست.
به این ترتیب، ترانه فقدان را فقط نتیجه بدشانسی معرفی نمیکند. بخشی از فقدان میتواند حاصل ناتوانی انسان در شناخت ارزش چیزی باشد که پیش از این در اختیار داشته است.
از نظر ترانهنویسی، این بخش عمداً توضیحیتر از ورسهاست. این انتخاب پیام را بسیار مستقیم منتقل میکند، هرچند از سوی دیگر کمی از چندلایگی شاعرانه قطعه میکاهد؛ زیرا مفهومی که پیشتر با تصویر و استعاره بیان میشد، اینجا تقریباً به شکل نتیجهگیری صریح ارائه میشود.
ورس دوم؛ فروپاشی بعد از نبودن معشوق
ورس دوم تصویر خشنتر و بیپردهتری از جدایی ارائه میدهد.
راوی دیگر فقط غمگین نیست؛ نبودن معشوق رفتار و نگاه او به دیگران را نیز تغییر داده است. بدبینی، عصبانیت، گریه و کنارهگیری از دیگران به مجموعهای از نشانههای آشفتگی عاطفی تبدیل میشوند.
زبان این بخش بسیار عامیانهتر است و همین مسئله باعث میشود شخصیت راوی از حالت یک عاشق شاعرانه خارج شود و به فردی آسیبپذیر و گاهی حتی آشفته نزدیکتر شود.
جمله «منم آدمم، منم دل دارم» در همین زمینه اهمیت دارد. راوی پس از نمایش رفتارهای اغراقآمیز، ناگهان تلاش میکند آنها را انسانی کند. در واقع میگوید پشت این آشفتگی، انسانی قرار دارد که توان تحمل فقدانش محدود است.
یکی از تصاویر جالب این ورس نیز تشبیه خود به نیمکتهای شهر است. نیمکت ذاتاً ثابت است و آدمها میآیند، مدتی روی آن مینشینند و سپس میروند. قرار دادن خود در جایگاه نیمکت، تصویری از انتظار و بیحرکتی میسازد؛ راوی باقی میماند و دیگری فاصله میگیرد.
این تصویر با «کوچههای» کورس هم ارتباط دارد و دوباره شهر را به بخشی از جغرافیای عاطفی ترانه تبدیل میکند.
تضاد مهم ترانه؛ رشد شخصی یا وابستگی عاطفی؟
یکی از جذابترین تناقضهای متن همینجاست.
کورس از بلوغ، پاکسازی و ساختن آینده حرف میزند، اما ورسها بارها نشان میدهند که وضعیت روانی راوی تقریباً بهطور کامل به حضور یک فرد دیگر وابسته شده است.
بدون معشوق، فصلها تغییر میکنند، رنگها از بین میروند، شب ناخوشایند میشود و ارتباط با دیگران مختل میشود.
بنابراین ترانه میان دو گرایش حرکت میکند:
از یک طرف میخواهد عشق را بستری برای رشد معرفی کند؛ از طرف دیگر، عشقی را نمایش میدهد که میتواند به وابستگی شدید تبدیل شود.
همین تناقض باعث میشود متن صرفاً یک ترانه عاشقانه آرمانی نباشد. رابطهای که روایت میشود هم آرامشبخش است و هم بالقوه فرساینده.
بریج دوم؛ هزینه نزدیک شدن به یک نفر
بریج دوم این تناقض را حتی آشکارتر میکند.
ایده اصلی آن این است که نزدیک شدن شدید به یک نفر، معمولاً به معنای دور شدن از بخشی از جهان بیرون است. زمان، توجه و انرژی انسان محدود است و هر رابطه عمیقی طبیعتاً بخشی از این منابع را مصرف میکند.
این نگاه به رابطه واقعگرایانهتر از تصویر کاملاً رمانتیک عشق است. راوی تلویحاً میپذیرد که انتخاب یک انسان میتواند با از دست دادن فرصتهای دیگر همراه باشد.
اما همین مسئله نوعی هشدار نیز ایجاد میکند: فردی که قرار است چنین جایگاهی در زندگی داشته باشد، باید واقعاً ارزش این میزان سرمایهگذاری عاطفی را داشته باشد.
این بریج در واقع سؤال اخلاقی مهمی را مطرح میکند: «برای چه کسی حاضری از چه چیزهایی فاصله بگیری؟»
ورس سوم؛ از شناخت روانی تا صمیمیت جسمانی
در ورس سوم لحن ترانه تغییر میکند. اضطراب جدایی تا حدی جای خود را به نزدیکی، شناخت و صمیمیت میدهد.
راوی تأکید میکند که جزئیات رفتاری معشوق را میشناسد؛ میداند چه چیزی دوست دارد، چگونه واکنش نشان میدهد و حتی چگونه باید بدون کلام او را در جمع فهمید.
اینجا عشق با «شناختن» پیوند میخورد و این موضوع مستقیماً با بریج اول مرتبط است. در آن بخش گفته شده بود فقط داشتن کافی نیست و باید داشتهها را شناخت؛ ورس سوم نمونه عاطفی همین شناخت را ارائه میدهد.
بخش پایانی ورس نیز صریحتر و جسمانیتر میشود. با این حال، جالبترین تصویر آن ترکیب تماس جسمی با مفهوم «چشم سوم» است.
چشم سوم معمولاً به آگاهی و ادراک فراتر از حواس معمول نسبت داده میشود. استفاده از این مفهوم در دل یک لحظه کاملاً جسمانی نشان میدهد که ترانه میخواهد نزدیکی بدنی را به تجربهای روانی و حتی شبهمعنوی تبدیل کند.
در نتیجه، مرز میان جسم و ذهن در این بخش عمداً کمرنگ میشود.
چرا کورس چند بار تکرار میشود؟
تکرار گسترده کورس فقط یک تصمیم موسیقایی نیست. از نظر روایی نیز اهمیت دارد.
هر ورس تصویر متفاوتی از رابطه ارائه میکند: آرامش، فقدان، وابستگی و صمیمیت. اما پس از همه این موقعیتها، ترانه دوباره به همان جمله بازمیگردد: «غم گرفته همه کوچههای ما رو».
به این ترتیب، کورس مانند یک مرکز ثقل عمل میکند. شخصیت ممکن است از عشق، جدایی، گریه یا نزدیکی صحبت کند، اما مسئله بنیادین همچنان باقی است: چگونه میتوان از یک وضعیت غمزده عبور کرد و چیزی تازه ساخت؟
البته از نظر ساختاری، طول بیش از هفت دقیقه و تکرار چندباره کورس میتواند برای بخشی از مخاطبان احساس کشدار شدن ایجاد کند. در مقابل، همین تکرار به جمله اصلی آهنگ فرصت میدهد تا به یک موتیف تثبیتشده و ماندگار تبدیل شود.
زبان ترانه؛ میان شعر، گفتار خیابانی و بیانیه
از ویژگیهای اصلی «غم گرفته همه کوچههای ما رو» یکدست نبودن تعمدی زبان آن است.
در یک بخش با تصویرهایی مانند باران، خورشید، ماه، برف و سبزی روبهرو میشویم و چند لحظه بعد زبان کاملاً محاورهای، خیابانی یا حتی خشن میشود. سپس بریجها وارد فضایی شبیه گفتار انگیزشی یا فلسفی درباره اعتماد، ایمان و شناخت میشوند.
این تغییر مداوم زبان دو نتیجه دارد.
از یک طرف شخصیت راوی را زندهتر میکند؛ او مانند یک شخصیت ادبی کلاسیک حرف نمیزند، بلکه بسته به شدت احساسش بین شوخی، خشم، شعر و اعتراف جابهجا میشود.
از طرف دیگر، برخی تغییرات زبانی میتوانند انسجام شاعرانه ترانه را تضعیف کنند. بخشهایی که پیام را بیش از حد مستقیم توضیح میدهند، نسبت به تصویرسازیهایی مانند «برف در بهار» یا «کوچههای غمگرفته» اثر تفسیری کمتری برای مخاطب باقی میگذارند.
تحلیل فضای موسیقایی آهنگ
فضای موسیقایی اثر با متن آن هماهنگی قابل توجهی دارد. سرعت تقریبی ۱۰۳ ضرب در دقیقه باعث شده قطعه نه یک بالاد بسیار کند باشد و نه به سمت انرژی بالای یک قطعه ریتمیک حرکت کند.
این محدوده تمپو برای متنی که باید هم روایت شود و هم احساسات آن فرصت گسترش پیدا کند، مناسب است.
رنگ مینور غالب نیز حس دلتنگی را تقویت میکند؛ با این تفاوت که موسیقی دائماً در وضعیت فروپاشیده و بسیار تاریک باقی نمیماند. انرژی صوتی پس از مقدمه افزایش پیدا میکند و قطعه در بخشهای اصلی حجم نسبتاً ثابتی پیدا میکند.
به همین دلیل، موسیقی بیشتر حس «ادامه دادن با وجود غم» را منتقل میکند تا تسلیم کامل شدن در برابر آن. این ویژگی دقیقاً با پیام کورس همجهت است: اندوه پذیرفته میشود، اما پایان مسیر نیست.
مفهوم اصلی آهنگ چیست؟
اگر بخواهیم پیام «غم گرفته همه کوچههای ما رو» را در یک جمله خلاصه کنیم، میتوان گفت این آهنگ درباره انسانی است که از طریق عشق با ارزش داشتن، ترس از فقدان و ضرورت بلوغ روبهرو میشود.
معشوق در این روایت هم پناهگاه است و هم نقطه آسیبپذیری.
حضور او جهان را زنده میکند و غیابش رنگها را از بین میبرد؛ اما خود ترانه در نهایت تلاش میکند از این وابستگی عبور کند و مسئله بزرگتری را مطرح سازد: انسان باید یاد بگیرد آنچه دارد بشناسد، رابطهای که انتخاب میکند ارزش هزینههایش را داشته باشد و از شکستهای اکنون برای ساختن آینده استفاده کند.
به همین دلیل، مهمترین واژه پنهان ترانه شاید نه «غم» و نه حتی «عشق»، بلکه «رشد» باشد.
جمعبندی
«غم گرفته همه کوچههای ما رو» اثری است که عاشقانه بودن را با نوعی خودکاوی روانی و اجتماعی ترکیب میکند. تصاویر طبیعت، شهر، فصلها و رنگها برای نمایش وضعیت روحی راوی به کار گرفته میشوند و کورس، تجربه فردی او را به یک حس جمعی گسترش میدهد.
نقطه قوت اصلی ترانه، تضاد میان غم و میل به بازسازی است. راوی از نبودن، وابستگی و ترس از دست دادن حرف میزند، اما در همان حال از اعتماد، صبر، شناخت، بلوغ و ساختن آینده نیز میگوید.
در مقابل، طول زیاد قطعه، تکرار گسترده کورس و مستقیم شدن برخی پیامها در بریجها ممکن است از فشردگی شاعرانه اثر کم کند. با این حال، تصاویر ماندگاری مانند بارانی که همه عناصر طبیعت را به حاشیه میراند، برف دیدن در بهار، زرد شدن لحظههای سبز و غمی که همه کوچهها را گرفته، هویت مشخصی به ترانه میدهند.
در نهایت، عنوان آهنگ بیش از آنکه صرفاً شرح حال یک فرد باشد، تصویری از جهانی است که غم وارد خیابانهایش شده است؛ اما پاسخ ترانه به این غم، توقف نیست. پیشنهاد آن پاک کردن، پخته شدن و ساختن چیزی تازه از باقیماندههای امروز است.
متن آهنگ غم گرفته همه کوچه های مارو از امیر تتلو
[اینترو]
یک یک دو دو هشت
آه
بعضی وقت ها بارونه که میشوره
خورشید وامیسته تماشا میکنه
ماه میشینه تشویق میکنه
رعد و برق کو…ن خودش رو بیخود پاره میکنه
اما گفتم که این بارونه که میشوره
[ورس یک]
من رو دورم کن از این کره خاکی
نزار زمین من رو قورتم بده رسما
میگم به این طبیعت وحشی
اگه تو معرفت داری یکی خوبم بده پس من
(البته داد)
انقده خوبی که حتی از عکس هات دراد شعر
نمیزارم که ظرف بشوری مبادا که دستات خراب شه
مگه میشه بغلم آرامش برات نباشه
مگه میشه به من ، به من انرژی مثبتات نباشه
من درس میگیرم از با تو بودن
با دوریت فاز بد میگیرم
بس میشینم پشت پنجره
حتی توو بهار هم برف میبینم
وقتی نیستی همه لحظه هام و دلخوشی هام
همه سرد میمیرن
و سبزی این ثانیه ها ، بی تو رنگ زرد میگیرن
[کورس]
غم گرفته همه کوچه های ما رو
بیا بزار کنار سوژه های تار رو
بیا بگیر یکی از گوشه های کار رو
بیا بکنیم از همه … های سال و
دور از همه پاکسازی کنیم
روحمون رو بسازیم و
پخته و بزرگ کنیم خرده های کال رو
آینده بسازیمش پس مونده های حال رو
غم گرفته همه کوچه های ما رو
بیا بزار کنار سوژه های تار رو
بیا بگیر یکی از گوشه های کار رو
بیا بکنیم از همه … های سال و
دور از همه پاکسازی کنیم
روحمون رو بسازیم و
پخته و بزرگ کنیم خرده های کال رو
آینده بسازیمش پس مونده های حال رو
[بریج]
آدم ها باید اعتماد رو بشناسن
صبر رو یاد بگیرن ، ایمان رو بفهمن
گاهی تنها داشتن کافی نیست
فهمیدن داشته ها مهمه
اگه چیز هایی که داری رو درست نشناسی
خیلی ساده از دستشون میدی
یا شاید هم خیلی سخت ، اما از دستشون میدی
[ورس دو]
آره خب نبودن تو گرفت خنده رو از فیس ما
از فیس ما ، بی تو حتی شب بده
بدم میادش حتی از حس ماه
بی تو ایراد میگیرم نرسیده از جنس ماه
بی تو من قاطی خاله زنک ها دق میکنم
هی این و اون رو دیس میکنم ، دیس میکنم
بی تو من راحت هفت هشت تا جعبه دستمال رو
تا صبح خیس میکنم ، آره منم ، منم آدمم ، منم دل دارم
هر چقدر بد بشی باز ، دارم هوات رو
اصلا انگار نیمکت های شهر منم ، آدمک ها تو
تو ازم دور میشینی و من از دور میپامت
کندم از همه کس و کارم برا تو
هر چقدر بد بشی باز دارم هوات رو
اصلا انگار نیمکت های شهر منم ، آدمک ها تو
تو ازم دور میشینی و من از دور میپامت
کندم از همه کس و کارم برا تو
[کورس]
غم گرفته همه کوچه های ما رو
بیا بزار کنار سوژه های تار رو
بیا بگیر یکی از گوشه های کار رو
بیا بکنیم از همه … های سال و
دور از همه پاکسازی کنیم
روحمون رو بسازیم و
پخته و بزرگ کنیم خرده های کال رو
آینده بسازیمش پس مونده های حال رو
[بریج]
اون که بهش نزدیک میشی
باید خیلی ارزشش رو داشته باشه
چون آدم هر چی به یکی نزدیک میشن
از بقیه دورتر میشن
ممکنه بخاطر اون یه نفر
خیلی موقعیت ها رو از دست بدن
[ورس سه]
من فقط منتظرم یه چیز بخوای تا صدام کنی
عاشق اینم بشینم بنویسم نگاهم کنی
من میدونم که تو چته
من میدونم چی دوست داری
من میدونم فس بشی انجام نمیدی بی لوس کاری
من میدونم کجای اون صورتت رو ماچش کنم
من اونم که وسط جمع میکنمت با چشم بلند
بیا فرو بریم توو بدن هم ، محکم من رو بغل کن و
یه جور گمم کن توو خودت که حس بکنم فقط تو رو
روو پیشونیم که تو نفس میکشی چشم سوم انگاری وا میکنم
میدونی من عاشق اینم که با اون لوله لوله ای موهات بازی کنم
[کورس]
غم گرفته همه کوچه های ما رو
بیا بزار کنار سوژه های تار رو
بیا بگیر یکی از گوشه های کار رو
بیا بکنیم از همه … های سال و
دور از همه پاکسازی کنیم
روحمون رو بسازیم و
پخته و بزرگ کنیم خرده های کال رو
آینده بسازیمش پس مونده های حال رو
غم گرفته همه کوچه های ما رو
بیا بزار کنار سوژه های تار رو
بیا بگیر یکی از گوشه های کار رو
بیا بکنیم از همه … های سال و
دور از همه پاکسازی کنیم
روحمون رو بسازیم و
پخته و بزرگ کنیم خرده های کال رو
آینده بسازیمش پس مونده های حال رو




اهنگت مثل بقیه اهنگات عالیه دمتگرم سلطان
زر نزنی نیمگن یارو لاله تو تو مغزت از حرفای تتلو معنی های ت از خودت درس میکنی پس زر نزن خواهشن من نمیدانم بعضی ها به چه دلیل از کمر پدرشان در میان بیرون 🖕😒
اینااهنگ عالی ،❤️
صداش ،متناش و… ارامبخشه.عالی دمش گرم
خیلی مسخره هست آهنگ های تتلو 🤢🤢🤢🤢
حالم از تتلو و طرفدارانش بهم میخوره میرتیکه اسکل ابرو رپ فارس رو با این فحش هاش برده الان خارجی ها رپ فارس رو با فحش میشناسن
رپ فارس فقط ارمین 2AFM عاشق ارمینم شما تتلیتی ها هم ارمین گوش بدید بعد اجداد تتلو رو فحش میدید آخه چیه این آهنگ ها واقعا آدم بالا میاره فقط ارمین
سلیقه نداری به ما چه
مگه آرمین رپ بلده😂😂😂
عاشقتم عالی حرف هات حققققق🥺♥️🫂
عاشقتم
سلطان فقط امیر تتلو
صدات عالی،آهنگ هات عالی، خودت عالی، خلاصه هر چقدر بگم کم گفتم
همینجوری ادامه بدع سلطان🔥♥👑
عاشقتممممممممممممممممممممم ودیوونتمممممممممممممممممممم
عالی سلطان من از ۵سالگی تا الان که ۱۰سالمه گوش میدم اهنگاتو خیلی دوست دارم تا اخر عمرم تتلیتی هم
آفرین
خوبه♥️
بنظر من جوجه هنری خیلی جالب تر از این بود اونجا ول کرده بودی 😅