
دانلود آهنگ امیر تتلو تریلی
دانلود آهنگ امیر تتلو تریلی
دانلود آهنگ جدید امیر تتلو به نام تریلی با لینک مستقیم
Download New Song By Amir Tataloo Called Treyli With The Quality Of 128 And 320

تحلیل ترانه «تریلی» از امیر تتلو
این ترانه را میتوان نوعی «خودبیانیِ چندلایه از درون زندان» دانست؛ متنی که میان رپ گنگ، نیایش مذهبی، دفاعیه قضایی، اعتراف شخصی، حمله به منتقدان و درخواست آزادی جابهجا میشود. به همین دلیل، اثر روایت خطی و منسجمی ندارد؛ بیشتر شبیه جریان سیال ذهنی است که در آن خشم، خودبزرگبینی، ترس، تنهایی، ایمان، احساس مظلومیت و نیاز به بخشیده شدن هم زمان حضور دارند.
۱. معنای عنوان «تریلی»
تصویر مرکزی ترانه در این جمله شکل میگیرد:
«اسم ما رو نمیشه کشید، حتی اگه … تریلیا داری»
«کشیدن» در اینجا چند معنا دارد: پایینکشیدن، حذفکردن، تحملکردن و حملکردن. تریلی نماد وسیلهای بسیار سنگین و قدرتمند است، اما راوی ادعا میکند حتی تریلی هم قادر نیست نام، اعتبار یا وزن شخصیت او را جابهجا کند. بنابراین عنوان ترانه نماد «سنگینی هویت»، «نفوذ اجتماعی» و «حذفناپذیری» راوی است. این ترجیعبند چند بار تکرار میشود و هسته خوداسطورهسازانه ترانه را میسازد.
۲. زندان بهعنوان صحنه اصلی روایت
اعلام مکرر «این تماس از زندان تهران و تماسگیرنده زندانی میباشد» فقط یک اطلاعات مکانی نیست؛ یک ابزار روایی است. این جمله هر بار فضای گنگ و قدرتنمایانه ترانه را قطع میکند و واقعیت محدودیت، حبس و فقدان آزادی را به شنونده یادآوری میکند.
در نتیجه، میان آنچه راوی درباره قدرت خود میگوید و وضعیت واقعی او تضاد ایجاد میشود:
در سطح کلام، خود را «خیلی بالا»، شکستناپذیر و حذفناشدنی معرفی میکند.
در سطح واقعیت، برای مرخصی، آزادی و رسیدگی به پروندهاش درخواست کمک میکند.
این تضاد یکی از مهمترین عناصر اثر است. قدرتنمایی راوی ممکن است نوعی واکنش دفاعی در برابر ناتوانی واقعی باشد؛ یعنی هرچه محدودیت بیرونی بیشتر میشود، ادعای قدرت در زبان نیز شدیدتر میشود.
۳. سه چهره متفاوت راوی
راوی در این ترانه دستکم سه هویت دارد.
الف) چهره «گنگ و شکستناپذیر»
در بخشهای زیادی، راوی خود را برتر از رقبا، منتقدان و دیگر رپرها معرفی میکند. او موسیقی و متنهایش را معیار کیفیت میداند و حتی خود را «کتاب درس» و «مسلسل پر» توصیف میکند.
این بخشها بر مفاهیم زیر استوارند:
برتری هنری
شکستناپذیری
حذف رقبا
بیاعتنایی به نقد
تبدیل خود به یک اسطوره فرهنگی
در این روایت، راوی صرفاً یک خواننده نیست؛ خود را نیرویی تاریخی و غیرقابل جایگزین معرفی میکند.
ب) چهره مذهبی و توبه کار
در نقطه مقابل، راوی بارها موفقیت، محبوبیت و زندگی خود را متعلق به خدا میداند. او حتی زندان را با اتکا به ایمان به «قصر» تبدیل میکند:
«شکر خدا چشمامو میبندم / انگار زندان میشه برام قصر»
این تصویر نشان میدهد که ایمان برای او نقش سازوکار تحمل روانی زندان را دارد.
در بخش توبه، لحن از خودستایی به فروتنی تغییر میکند. راوی از خدا میخواهد خطاهای آگاهانه و ناآگاهانهاش را ببخشد و قول میدهد بدیهای گذشته را با اعمال خوب جبران کند.
بااینحال، این توبه کاملاً از دفاع شخصی جدا نیست. توبه در ادامه به استدلالی برای آزادی نیز تبدیل میشود. بنابراین توبه در ترانه هم معنای معنوی دارد و هم کارکرد حقوقی و اقناعی پیدا میکند.
ج) چهره آسیبپذیر و تنها
در لایه سوم، راوی از شکستن، بیماری، گریه، بیخوابی و سیگار سخن میگوید:
«سالم نشون میدیم … ولی بدجور شکستم سی بار»
و سپس صریحاً پاسخ میدهد که حالش خوب نیست و خود را بیمار معرفی میکند.
این لحظات، نقاب قدرت را کنار میزنند. راوی دیگر قهرمان شکستناپذیر نیست؛ انسانی است مضطرب، خسته، وابسته به کار هنری و گرفتار احساس تنهایی.
پایان ترانه نیز با عبارت «این منه تنهاست» و سپس «خدا رو داریم» همین وضعیت را خلاصه میکند: تنهایی انسانی با پناهبردن به خدا جبران میشود.
۴. تضاد میان خودبزرگبینی و فروتنی مذهبی
مهمترین تضاد مفهومی ترانه این است که راوی از یک سو میگوید همهچیز از خداست و خود را بنده خدا معرفی میکند، اما از سوی دیگر، خود را برتر، بیرقیب و فراتر از نقد میداند.
برای مثال، میگوید:
هیچکس توان نقد یا مقابله با او را ندارد.
آثارش چند سال زندان ارزش دارند.
او برای زمین چیزی شبیه یک چهره جهانی است.
نامش را حتی با تریلی نمیتوان کشید.
در مقابل، میگوید:
محبوبیت لطف خداست.
همهچیز متعلق به خداست.
تنها خدا درباره واقعیبودن توبه قضاوت میکند.
خودش صرفاً بنده خداست.
این دوگانگی الزاماً یک خطای ساده نیست؛ میتواند نشاندهنده کشمکش درونی راوی باشد. او میخواهد هم «قهرمان مطلق» باقی بماند و هم «بندهای توبهکار» دیده شود. نتیجه، شخصیتی متناقض است که میان غرور و استغفار حرکت میکند.
۵. ترانه بهعنوان دفاعیه قضایی و اجتماعی
بخش قابلتوجهی از ترانه عملاً خطاب به مسئولان پرونده است. راوی درخواست میکند که پرونده او پیگیری شود و دستکم برای اسبابکشی و پیدا کردن خانه مرخصی بگیرد. او این درخواست را با مفاهیمی مانند خانواده، همسر، ناموس، مسئولیت مردانه و انسانیت پیوند میدهد.
در پایان نیز مسائل اقتصادی را توضیح میدهد:
پایان قرارداد خانه
افزایش اجاره
نیاز به پول پیش بیشتر
از دست رفتن داراییها
ضرورت پیدا کردن خانه کوچکتر
بنابراین ترانه صرفاً یک قطعه هنری نیست؛ به رسانهای برای ارسال پیام عمومی و فشار اجتماعی جهت دریافت مرخصی یا آزادی تبدیل میشود.
۶. استناد دینی بهعنوان ابزار مشروعیت
راوی با اشاره به توبه، بخشندگی خدا و آیاتی از سوره توبه تلاش میکند آزادی خود را نه فقط یک درخواست شخصی، بلکه نتیجهای دینی و اخلاقی جلوه دهد.
از نظر تحلیلی، این قسمت بیش از آنکه تفسیر منظم فقهی یا حقوقی باشد، نوعی «استدلال شخصی با زبان دینی» است. راوی میکوشد از مفاهیم دینی سه نتیجه بگیرد:
۱.تنها خدا میتواند درباره صداقت توبه قضاوت کند.
۲.توبه باید موجب بخشش شود.
۳.ادامه حبس فرد توبهکار با روح بخشندگی دینی ناسازگار است.
در ساختار ترانه، دین هم منبع آرامش است، هم ابزار دفاع و هم مرجع نهایی قضاوت.
۷. نگاه راوی به جامعه و روابط انسانی
جهان اجتماعی ترانه، جهانی آکنده از بیاعتمادی است. راوی دیگران را غالباً در چند گروه میبیند:
منتقدان حسود
دوستان منفعتطلب
افراد ضعیف و فرصتطلب
مسئولان بیتفاوت
کسانی که از نام یا شهرت او استفاده میکنند
او تأکید میکند دوست واقعی کسی است که در سختی دست او را بگیرد، نه کسی که از کارش عیب بگیرد. همچنین ترجیح میدهد اموالش را به فقرا ببخشد تا اینکه دوستانش به او خیانت کنند.
این نگاه بسیار دوگانه است: افراد یا وفادارند یا خائن، یا قدرتمندند یا بیارزش. فضای میانی و پیچیدگی روابط انسانی کمتر دیده میشود.
۸. مفهوم مردانگی و «ناموس»
در بخش درخواست مرخصی، راوی حضور مرد در هنگام اسبابکشی و حمایت از همسر را وظیفهای مردانه، ملی و دینی معرفی میکند. او حتی مفهوم جنگ، دین و دفاع از ناموس را به وضعیت خانوادگی خود پیوند میزند.
این قسمت نشاندهنده نوعی مردانگی سنتی است که در آن مرد باید:
بالای سر خانواده باشد.
امنیت خانه را حفظ کند.
در امور اقتصادی و جابهجایی مسئولیت اصلی را بر عهده بگیرد.
نبودن خود را نوعی آسیب به شأن خانواده بداند.
از نظر انتقادی، این منطق باعث میشود درخواست شخصی راوی از طریق ارزشهای جمعی مانند غیرت، دین و خانواده مشروعیت پیدا کند.
۹. زبان و تکنیکهای ادبی
زبان ترانه ترکیبی از چند سطح است:
زبان کوچه و رپ خیابانی
دشنام و تحقیر
جملات مذهبی
ضربالمثل
زبان رسمی و شبهحقوقی
عبارتهای انگلیسی
گفتار روزمره زندان
این آمیزش، عمداً بینظم و انفجاری است و وضعیت ذهنی راوی را بازتاب میدهد.
مهمترین تکنیکها عبارتاند از:
اغراق: راوی خود را از همه بالاتر، آثارش را تاریخی و نامش را غیرقابلحمل معرفی میکند.
استعارههای حیوانی: شیر، افعی، گربه، میمون، زنبور و حیوانات دیگر برای نمایش قدرت، حماقت، حیله یا بیارزشی استفاده میشوند.
استعاره وزن و فشار: تریلی، دکل نفتی، چاه نفت، الماس و بمب همگی به «سنگینی» راوی اشاره دارند. او خود را موجودی تحت فشار معرفی میکند که همین فشار ممکن است او را به الماس تبدیل کند.
تکرار: ترجیعبند «قبول کن ما خیلی بالاییم» با تکرار مداوم، نقش تلقین و تثبیت هویت دارد.
تغییر ناگهانی لحن: ترانه از دشنام به دعا، از حمله به گریه، و از خودستایی به التماس میرسد. این تغییرها عمداً مرز میان ترانه، اعتراف و پیام صوتی را از بین میبرند.
۱۰. خوانش روان شناختی
بدون آنکه بتوان از روی یک ترانه تشخیص بالینی ارائه کرد، متن نشانههایی از یک کشمکش روانی شدید را نمایش میدهد:
نیاز مستمر به اثبات برتری
حساسیت بالا به نقد
احساس خیانت و بیاعتمادی
احساس تنهایی
نیاز به تأیید عمومی
احساس مظلومیت
تلاش برای کنترل روایت زندگی
پناهبردن به ایمان در برابر اضطراب
راوی دائماً میان دو قطب حرکت میکند:
| قطب اول | قطب دوم |
|---|---|
| «من شکستناپذیرم» | «من شکستهام» |
| «هیچکس به من نمیرسد» | «لطفاً کمکم کنید» |
| «من از همه بالاترم» | «همهچیز از خداست» |
| «نقد هیچکس مهم نیست» | «میخواهم فهمیده شوم» |
| «من تنها کافیام» | «این من تنهاست» |
این نوسان، موتور عاطفی اصلی ترانه است.
جمع بندی
«تریلی» بیش از آنکه یک ترانه معمولی با موضوع واحد باشد، سندی از بحران هویت و موقعیت است. راوی میکوشد بهطور همزمان پنج چیز را ثابت کند:
۱.هنوز از نظر هنری و اجتماعی قدرتمند است.
۲.زندان نتوانسته او را نابود کند.
۳.به خدا ایمان دارد و توبه کرده است.
۴.منتقدان و اطرافیانش او را درک نکردهاند.
۵.مستحق مرخصی، بخشش یا آزادی است.
قویترین بخش اثر، نمایش صادقانه تضاد میان «ادعای قدرت» و «نیاز به کمک» است. ضعیفترین بخش آن، پراکندگی شدید، تکرار زیاد، حملات شخصی و آمیختن دفاع قضایی با خودستایی هنری است. این پراکندگی از نظر ساختار ادبی به اثر آسیب میزند، اما از نظر روانی آن را واقعیتر میکند؛ زیرا شنونده با ذهنی مواجه میشود که در آن خشم، ایمان، ترس، غرور و تنهایی بدون نظم مشخص به یکدیگر برخورد میکنند.
متن آهنگ تریلی از امیر تتلو
بسم الله ارحم الراحمین
ببینم چی میشه مگه هم گنگ بود و هم معتقد و متوکل به خدا
ها
ایمورتالو
هع چی میگن یه مشت مشنگ
عح
ایمورتالو
11228
خفه بچه قشنگ
به نام خداوند بخشنده مهربان
In the name of god
این الان گنگه دیگه سبکش اینه شرمنده
عا تند نرو هرکی گاز داد و پیاده دیدیم آخرش چی پوچ چرت فاز دار و ریا
کوچیک و چت و هم چمبر و چف
اون بدرد نخور میخواد فقط مردم آزار و خیار
آره همشون بیخودی اضافی اَه
همه آویزون و ناناز آره نازدار و بی عار!
خب اینام هیچ وقت نمی فهمن
میترکونه یا می چرخونه دخل و بازار و چیا
با اینکه گفتیم شعر یا چهارصد بار بهشون
ول کن و به بازار و بیا
قاطی یه مشت ببر بپر فقط
لیمو نمک اون آب گازدارو بیار
هع
که هم لب تر کنیم هم باشیم حواس جمع
جرز مِن
سلامتی سالم نازدار و بیا
چون هم خزه هم خسته ایم از فازْ تارو و سیاه
هم شب خودشم نمی ذاره متفاوت ها و حرفه ای ها و خاص ها رو بی ماه
آخه میمون هرچی زشت تر بیشتره اداش و
مثلاً نفهمیدن کردن باز کارو کیا
یا صوبر اصلا کلاً تو دیوار و رو الکل
که نفهمیدن کردن باز کارو کیا
عیب نداره..روز شه همه میفهمن که کی چیکار کرد دیشب
آره روشن شه همه می بینن که چس دود بوده همون سیگار برگشم
ما که دیگه عادتمون شده کمر سفت
نگاه نکن که حالتمون شله
نگاه نکن که خاکسترمون پره یهو میشه بکشه از زیرش آتشمون شعله
اصلا شما بیا یه کار براشون کن
بهترین و بتراش از همونو ببر براشون و میبینی جلو بکسمون باز جمعشون فُله
بله می بینی با یه دُلو خوشگله دوباره می کنیم باز تکشونو لِه
هرکی هرجا هر حرصی خورد
به خیال خودش آخرش یه ارثی برد
ما نوش دارو اومده واسمون تازه الان
دم شما گرم اون منه مرسی مرد!
ولی تولد دوباره واسه من با یه تلفن و یه برگه اونور ویروورد (حسن بابا) با یه موس یه کیس کیبورد
حاجی قبول کن ما خیلی بالاییم
تازه کلی بی اعصاب و با بی میلی پا کاریم
خیلی
حاجی اسم مارو نمیشه کشید آره حتی اگه از این دالی تریلیا داری
نه که نمیشه کشید
با تریلی حتی…
این تماس از زندان تهران و تماس گیرنده زندانی می باشد
خیلی حتی..
آبجی قبول کن ما خیلی بالاییم
تازه کلی بی اعصاب و با بی میلی پا کاریم
حاجی اسم مارو نمیشه کشید آره حتی اگه از اون دالی تریلیا داری
یه تراکتوری یه تانکی چیزی بیارید
نان را که داد همان که دندان داد
که هیچ پرنده ای برای دانه ای که می خورد کشت و کاشت نمی کند
اما برای باد بال می زند و پرواز انباشته می کند
و هیچ حیوانی برای لباس قشنگی که به تن دارد
پولی پرداخت نمی کند
اما جای دیگری حتماً مسئولیتی دارد و چیزی در طبیعت ساخته و پرداخته میکنند
و گذشتگان می گویند خداوند متعال روزی هر شخص را وقتی که در خواب است به ایشان می بخشند
و روزی هر که معلوم است و محفوظ و به جا
و مردم برای پول کار نمی کنند علی رغم فکرشان!
بلکه که هر یک برای مسئولیتی هنری یا توانی که دارند و هر یک آزمایشی که برای آن روی زمین پخشند.
انقدر نشستیم تو عمق تاریکی پِی نور
انگاری وصله بهم لامپه
واسه پرتقال یه چی عین کریس
واسه فرانسه یه چی مثل امباپه
واسه زمین یه چیزی مثل تتلو
می خوای بفهمی درست چشاتو وا کن
که همین موزیکه همین تکست املاته
هع
من خودم یه کتاب درس
یه مسلسل پر و به خشاب وصل
که هر چند تا آلبومم در بیاد
در واقع اه می ارزه به دو سه سال حبس
آزادی آزادی آزادی
بعضی وقتا که کلمات قفلن
گوش کن
همه چی تو لحن صدام هست
من خودم می برمت فضا
من خودمم سه کام حبس
(شما هم سالم بمون)
تو همون آلبوم cosmos یه کهکشان
روشن میشه برات تو یه آن فصل
روشن میشه برات تو یه آن فصل
روشنه برای همگان بحث
شکر خدا چمشامو می بندم
انگار زندان میشه برام قصر
(خدایا شکر)
همه چیزمم که متعلق به خداست
از توعه نسناس بگو من چی بخوام پس
حاجی قبول کن ما خیلی بالاییم
تازه کلی بی اعصاب و با بی میلی پا کاریم
حاجی اسم مارو نمیشه کشید آره حتی اگه از اون دالی تریلیا داری
همشم لطف خداست خدایا شکرت
این تماس از زندان تهران و تماس گیرنده زندانی می باشد
آبجی قبول کن ما خیلی بالاییم
تازه کلی بی اعصاب و با بی میلی پا کاریم
حاجی اسم مارو نمیشه کشید آره حتی اگه از اون دالی تریلیا داری
همش لطف خداست
محبوبیت محبت خداست حرمت داره
آقا وجدانا یکیتون مرام داشته باشید
پیگیر این پرونده ماشید
به مسئولین پرونده ما بگین
وجداناً بسه دیگه
ما رو لطفاً بدین بیرون
که سالِ خونمون تموم شده
یه ثانیه زندگی نکردیم توش و
الکی پولمون رفت هیچی
لااقل الان وقت خونه پیدا کردن و اجازه کردن و قولنامه نوشتن و جابجایی و کارهای مردونه و این حرفا.
اصلا هم خوب نیست تو اساس کشی همسر یکیو بی شوهرش بزاری…
بزارین لااقل لطفاً یه مرخصی برم
تو این جابجاییه بالا سر ناموس و خونه زندگی که امانتو لطف و بخشش خداوند هستند باشم
و حواس جمع و کنار ناموس
این جابجاییه رد شه
بعد اصلاً برمی گردم تو
اصن حفظ ناموس شعار کشور و دینه
اصن جنگی که توشیم واسه دفاع از دین و ناموسه دیگه
مگه غیر از اینه؟
صلح دوستی آزادی
صلح دوستی آزادی
البته اصلاً من یه بارم جلوی همه توی این آهنگ توبه می کنم به درگاه خداوند
خداوندا لطفاً من رو ببخشید
هرچه دانسته یا ندانسته خواسته یا ناخواسته هرچه اشتباه کردم هر گناهی کردم رو لطفاً به بزرگیتون منو ببخشید
توبه می کنم به درگاه شما… خداوند متعال بخشنده ترین بخشندگان
لطفاً من رو ببخشید و توبه من را بپذیرید
و قول میدم تمام سعیمو بکنم با تمام وجودم که هر کاری که اگه بد بوده انجام دادم رو با کار خوب درجا جبران کنم
استغفرالله ربی و اتوب الیه
وای وای وای وای
(ربنا واغفر لنا)
صبرنا واغفر لنا
God please for give me
روز دلواپسم سیگار
شب گریه که زنده ای اصلاً چیکار
هم خواب اما شستم بیدار
صورت سرخ با سیلی
سالم نشون میدیم سیسو
ولی بدجور شکستم سی بار
اگه خوبه حالم یا نه سوالته
نخیر!
بلکه بله هستم بیمار
اما باز همه کسَم این کار
میگی نه؟ جا حذف یکی رو دستم بیار
(ولش)
مرغ زیرک چو به دام افتاد تحمل بایدش
یا چو زیرک نیست یاد نداده درست مادرش
توام بگو درست مادرش
اون که می گفت نرو منو قسم میداد
خودش هر رو یه دست خری دستم می داد
پس من حتماً یه شستم میخواست
می خواست که امیر جمع کنه
می دونی با اینکه خستم زیاد
میگن آدم زیر زبونش پنهونه
یکم حرف بزن تا آمارت دستم بیاد
آره همه با فیلِ ما رستم شدن
حالا تازه می خوان مارو درست هم کنن
جالبه با چی؟
جالبیش اینجاست
با همون چیزا که گفتم خودم!
داشی ما خودمون تو رپِ فارس
لای ورسا تکستا مخترع میشیم
پس بگو منتقد چیشی ؟!
وقتی خوبه ماییم و به این واقعیت
حتی ننتم معتقده بشین ! (بشین باو)
تک خور نیستیم خواستیم یادش بدیم هرکیو خودش یهو کره خری پیچید
آره تک خور نیستیم خواستیم یادش بدیم هرکیو خودش کره خری پیچید
پس بگو دیگه منتقدِ چیشی ؟!
وقتی رو دست ما نیست
(دستت کجاست؟ )
و به این قابلیت آقاتم مطمئنه پیشی
دایی شما خیلی وقته ماتیا
هی هنو منتظر کیشی !؟
عمه ما همه پُریم پُر پَر و بال
ولی بد تیم خالی نیس
از هرکی کمه یا معمولی یا حتی اگه نصف و نیمه عالی ست
نه اون که بشه انتقادش کرد گفتم که تو تیم ما نیست!
چون اونکه انتقاد پذیره فانی ست
انتقاد؟ هع
انتقاد که هیچ کلا حرف هیچکی به شیر ما نیست !
یا به گربه مون شاید
حاجی قبول کن ما خیلی بالاییم
تازه کلی بی اعصاب و با بی میلی پا کاریم
حاجی اسم مارو نمیشه کشید حتی اگه از این دالی تریلیا داری
این تماس از زندان تهران و تماس گیرنده زندانی می باشد
آبجی قبول کن ما خیلی بالاییم
تازه کلی بی اعصاب و با بی میلی پا کاریم
(خیلی)
حاجی اسم مارو نمیشه کشید حتی اگه از این دالی تریلیا داری
i now my everything is from god
راستی پیرو حرف قبلی
در ضمن توبه ما به درگاه پروردگار
خداروشکر دیگه البته دیگه تقریباً یک ساله احراز شده
اتفاقاً همون شخصی که این رای رو دادن استناد به قشنگ ترین و درست ترین چیز که صفت بخشندگی و توبه پذیر بودن خداوند متعال و غلبه صفات ذات
مقدس به همه اوصافه
هیچکی و هیچ چیز به غیر از خداوند متعال
نمی دونه که توبه واقعی هست یا نه
و هیچکی هم غیر از خداوند متعال نمیتونه دستور آزادی بده
و دستور آزادی را هم که تو قرآن که همه میگن کلام خداست وضوح در آیه های 5 و 6 سوره توبه داده شده
و این آیه اینگونه می فرمایند که حتی اگر کافری را که اسیر کردید
توبه کرد و نماز خواند
راهشو باز بزارید تا به محل امنشان هم برسانیدشان
چرا که آنها دسته ای هستند که نمی دانند و از گمراهانند
یعنی ما رو کافر هم فرض کنین دیگه باید آزاد شیم مردونه
این دو آیه هم سند و دستور آزادی
ما تو اکیپمون
نی آدم چسخور
تو مغزمون یه عالمه فسفر
تو حبس به آدم درجه نمیدن
نه اما اون تو ما کشیدیم وزن یه عالمه اسکل
کسی که بخواد واسه پول ناله کنه
دیسیپلین رو نمیشه بهش هیچکی حتی بخواد به زور
حتی به زور اعماله کنه
انقدر ریدن خواستن ماله بکشن
اگه مالی هست
ردِ ریدن روی ماله پره
اونکه فکر می کنه زرنگه فقط فکر می کنه زرنگه
زرنگ زنبوره که تا عنشو می خوری
میگه بزار بخوره که می خوره به لنگه
زرنگ آفتابس
روزی چند بار میببینه تهتو که فکرت هر روز اینطور شلنگه.
اون که دست رو زانو می ذاره پاشه
نه که بکشه نقشه خود یه گنگه
همه اونا که نقشه می کشن برات واسه پول
همه بدون یه قیمت دارن
( صدی چند؟ )
رفیق فکر نمی کنه تو رفاقت
پس ببین کلاهتو کِی بردارن
رفقا اونایی که تو سختی دستمو بگیرن به جای اینکه بگیرن عیب از کارم
منم بهتره ببخشم به فقرا
جا اینکه رکب بخورم از رفقا بشه حیف اموالم
آره بهتره ببخشم به فقرا
جا اینکه رکب بخورم از رفقا بشه حیف اموالم
ببین بدون کوچه ما تهش بن بسته
بری برسی تهش نمی تونی برگردی
که من سرش وایسادم و این منِ به تنش بمب وصله
در آوردن دُم کنسل
با وقار پُر کار و فعال و ماجراجو
اون جاده ای که توش بشی گم اصله!
ولی اشکال اینجاست اینجا همه میخوان یه شبه شاه شن تو راه سخت
میشن همه مردم خسته مردم خسته
گنگ بودن به تیپ و پول نی
گنگی بدون به حرف نی تو خونه
شما سلطان جنگل شیر اصلاً ما هم یدونه افعی تو لونه
عوضش ما بیخود تو خالی نیستیم زهرم داشته باشیم باز یه نفعی رومونه
ما خودمون چاه نفتیم بیخود نی این همه سنگینی
که انگار یه جورا دکل نفتی رومونه
بیخودی نی روم این همه فشاره
انگا خدا میخواد الماس از رو این تنه بباره شاید از کجا معلوم یهو دیدی یه جا فقط همین یه منه بکاره
فقط من
یهو دیدی تو این داستان جوابش فقط دست منه سوال
عع
با آهنگام که دادم لااقل کمِ کم دست کم به تو حال
یهو دیدی بردمت جنوب درست فهموندم بت که چرا بسه طعم شمال
(بسه دیگه زیاد خوردی درسته؟)
یهو دیدی هنو هست یه فن نو باهام مگ همه چی متعلق به خدا نی؟
پس منم مال ایشونم یه بنده خدام
با مال مردم نمیشه کمرو قرص کردن
تازه هیچی هم نمیگیرن درست کردن
ببین انقد دوزارین که ما میگیم اونایی که فقط گذاشتن یه پست مردن
یه سری حرفاییشم هس که ببین
تو تنبون من نوعی نمیره
تو کتم جا نی اونی که روبروته گربه نی بخوای حساب کنی هر طوری یه شیره
دیگه نمیبینی ارزش هر سگ هاری که مالیده به دمش هر گوییو گردن بگیره
نه چون کسی که گو میخوری حداقل کمرشو داره
قاشق گوییشو میذاره پر کمرش
تو که نمیتونی گو بخوری
گو میخوری گو میخوری
فقط راجبت میگن معتاده عنه عملش
ای زمین کاری نکن
که بشن خار لوتیا
لطفاً
که این مسئله که
بعداً اگه یهویی بخوان سوسولا روو بیان قفلن
چون اگه باز بشن همه قد داره به دست آورد میدان شوند
اینا آبروی جنگ و که هیچ
آبروی کل جنگلو می برن به کل
اگه تازه یه حیوان شوند
که این دشت پره خیاره
اما میخواد کمرو پایین تنه و بینشو
که بتونه ریسک کنه بیاره
بالاخره یه لقمه نون پیدا میشه
ولی طرف خودش بی غیرته
خود بی عاره
آره بی مغز خودِ بی رگ فقط توهمِ گُندگی داره
( لیاقت )
حاجی قبول کن ما خیلی بالاییم
تازه کلی بی اعصاب و با بی میلی پا کاریم
حاجی اسم مارو نمیشه کشید آره حتی اگه از این دالی تریلیا داری
این تماس از زندان تهران و تماس گیرنده زندانی می باشد
(من فقط یه شاگرد سوپرمارکت بودم)
آبجی قبول کن ما خیلی بالاییم
تازه کلی بی اعصاب و با بی میلی پا کاریم
حاجی اسم مارو نمیشه کشید آره حتی اگه از این دالی تریلیا داری
اما به لطف خدا به هرچی میخواستم رسیدم همش لطف خداست
بعد واقعا دو سال و هفت هشت ماه بررسی و شناخت کسی که تازه این همه سال همه میشناسنش کافی نیست؟
هفته دیگه هم که کلا تعطیله و سر شما هم شلوغ
ما هم سال خونمه و اجارم تموم شده صاحب خونمم با 25 درصدم تمدید نمیکنه 25 درصد اضافه بشه هم تمدید نمیکنه میگه یه میلیارد بیشترم باید پول
پیش بدی 25 درصد فقط اضافه اجاره خونه میشه
خب ما هم که همه چیمون رفته نداریم باید یه جا جمع و جور تر پیدا کنیم دیگه
پس خواهش میکنم خواهش میکنم منو لااقل واسه اساس کشی و خونه پیدا کردن و این داستانا هم که شده با مرخصی آزاد کنید واقعا مردونه و انسانی
و معرفت نیست خانومیو سر اساس کشی بی شوهرش بذارین واقعا مردونه نی
خدایا خودت کمکمون کن یه با معرفت پیدا شه کار مارو درست پیگیری کنه که این منه تنهاست
تنها
اما
حسبی الله
خدارو شکر خدا رو داریم
شکرالله




ارزوم اینکه از زندان بیایی بیرون😢😭🥺
ااااا