
دانلود آهنگ امیر تتلو چشمامو بشور
دانلود آهنگ امیر تتلو چشمامو بشور
دانلود آهنگ جدید امیر تتلو به نام چشمامو بشور با لینک مستقیم
Download New Song By Amir Tataloo Called Cheshmamo Beshoor With The Quality Of 128 And 320
آهنگ «چشمامو بشور» از «امیر تتلو» را میتوان ترکیبی از نیایش، اعتراف شخصی، رپ روایی، موعظه اخلاقی و بیانیه ای درباره آزادی دانست.
برداشت کلی
هسته مرکزی آهنگ، کشمکش میان «انتقام» و «بخشش» است. راوی از یک طرف سرشار از خشم، احساس خیانت، تحقیر و میل به تلافی است و از طرف دیگر می کوشد این خشم را از طریق گریه، توکل، بخشش و واگذاری داوری به خدا مهار کند.
عبارت تکرارشونده:
«چشمامو بشور ای اشک… که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور»
خلاصه تمام منطق آهنگ است. اشک در اینجا فقط واکنش به اندوه نیست؛ وسیلهای برای تطهیر ادراک است. راوی میخواهد چشمش شسته شود تا دیگر جهان را از دریچه نفرت و انتقام نبیند.
مسیر روایی آهنگ
آهنگ از یک خط داستانی منظم و کلاسیک پیروی نمیکند؛ بیشتر شبیه جریان سیال ذهن است. بااینحال، میتوان آن را به چند مرحله تقسیم کرد:
۱. اعلام بازگشت و قدرت
در آغاز، راوی با لحنی چالشگر میگوید:
«من برم هم یه منِ شدیدتر میاد»
این جمله تصویر شخصیتی را میسازد که خود را حذفناپذیر میداند. حتی اگر جسم یا موقعیت اجتماعی او از میان برود، نسخهای شدیدتر از اندیشه یا هویت او بازخواهد گشت. این بخش لحن حماسی و خوداسطورهساز دارد.
۲. اعتراف به زخم و شکنندگی
بلافاصله پشت ظاهر قدرتمند، یک کودک آسیبدیده آشکار میشود:
«من هنوزم یه بچم ولی جرواجر»
این تضاد مهم است. شخصیت روایی همزمان خود را «قهرمان»، «افعی» و فردی مقاوم معرفی میکند، اما در لایه زیرین، انسانی مجروح است که بهشدت نیازمند دیدهشدن، درکشدن و آرامش است.
۳. وسوسه انتقام
در بخشهای میانی، راوی اعتراف میکند که برای مجازات بعضی افراد برنامهریزی کرده است. داستان مرگ فردی که قرار بوده مورد انتقام قرار گیرد، به یک استدلال اخلاقی تبدیل میشود: پیش از آنکه راوی بتواند انتقام بگیرد، سرنوشت یا خدا دخالت کرده است.
نتیجهای که راوی میگیرد این است که مجازات نهایی از توان و صلاحیت انسان خارج است.
۴. گذار از انتقام به واگذاری
راوی کمکم تلاش میکند به این موضع برسد:
«می سپارم به خدا و میرم»
این «رفتن» فقط ترک مکان نیست؛ ترک میدان درگیری روانی است. او میخواهد از رابطهای که بر خشم، دشمنی و تحقیر بنا شده خارج شود و آرامش خود را پس بگیرد.
۵. تبدیل رنج فردی به رنج جمعی
در پایان، راوی میگوید:
«این آهنگ میتونه از زبون یه کشور باشه
این آهنگ میتونه از زبون یه ملت باشه»
در این نقطه، روایت شخصی به استعارهای اجتماعی و سیاسی تبدیل میشود. زندان، تحقیر، آزادی، انتقام و بخشش دیگر فقط مسائل یک فرد نیستند؛ میتوانند تجربه یک جامعه یا ملت باشند.
نماد «شستن»
مهمترین شبکه نمادین آهنگ حول فعل «شستن» شکل گرفته است:
«چشمامو بشور»
«قلبمو بشور»
«مغزمو بشور»
«تنمو بشور»
این توالی نشان میدهد که مشکل راوی فقط یک احساس گذرا نیست. آسیب در تمام سطوح وجود او نفوذ کرده است:
چشم نماینده ادراک است؛ قلب نماینده عاطفه؛ مغز نماینده فکر و حافظه؛ تن نماینده تجربه جسمانی درد.
بنابراین، راوی به دنبال پاکسازی کامل است، نه صرفاً فراموشکردن یک حادثه. او میخواهد شیوه دیدن، احساسکردن، فکرکردن و زندگی کردنش تغییر کند.
اشک به عنوان ابزار درمان
در این اثر، گریه نشانه ضعف نیست. اشک نوعی تخلیه روانی، تطهیر اخلاقی و بازگشت به تعادل است:
«بذار اشکات بیاد و بشوره خوب»
راوی به جای تبدیل درد به خشونت، میخواهد آن را به گریه تبدیل کند. از منظر روانشناختی، این تغییر مهم است: هیجان سرکوب نمیشود، بلکه راهی غیرمخرب برای بیان پیدا میکند.
بااینحال، اثر ادعا نمیکند که راوی کاملاً درمان شده است. تکرار مداوم موضوع خیانت و دشمنی نشان میدهد که او هنوز در حال مذاکره با خشم خود است. بخشش در این آهنگ یک واقعیت تحققیافته نیست؛ بیشتر یک هدف، تمرین یا تلقین مداوم است.
دوگانگی اصلی: بخشش یا انتقام
قویترین ویژگی معنایی آهنگ، تناقض درونی آن است. راوی بارها از بخشش حرف میزند، اما همزمان جزئیات زخمها، خیانتها، دشمنان و میل به مجازات را تکرار میکند.
در نتیجه، آهنگ درباره انسانی نیست که به آرامش کامل رسیده باشد؛ درباره انسانی است که در حال تلاش برای رسیدن به آرامش است.
تکرار «میبخشم» بیشتر شبیه خودتلقینی است. راوی باید بارها آن را بیان کند، زیرا هنوز بخشی از وجودش حاضر به بخشیدن نیست. همین شکاف میان آنچه میخواهد باشد و آنچه واقعاً احساس میکند، اثر را صادقانهتر میکند.
خوانش دینی
زبان مذهبی در سراسر اثر حضور دارد:
بسمالله
استغفار
توکل
شکر
لطف خدا
سپردن مجازات به خدا
پرهیز از دخالت در داوری الهی
دین در این آهنگ سه کارکرد دارد:
نخست، به رنج معنا میدهد. درد صرفاً یک مصیبت بیهدف نیست، بلکه آزمون یا مرحلهای در مسیر رشد معرفی میشود.
دوم، مانعی در برابر خشونت میسازد. راوی با این استدلال که «جان گرفتن» و داوری نهایی متعلق به خداست، خود را از انتقام بازمیدارد.
سوم، امید آینده را حفظ میکند:
«باز میشه این در، صبح میشه این شب»
با این حال، استدلال الهیاتی آهنگ در بعضی قسمتها دقیق نیست. جملهای مانند «بخشیدن یا انتقام گرفتن فقط کار خداست» با بخشهای دیگری که انسان را به بخشش دعوت میکنند، ناسازگار است. صورت منسجمتر این اندیشه آن است که انسان میتواند در سطح شخصی ببخشد، اما داوری مطلق و مجازات نهایی را به خدا واگذار کند.
زندان و آزادی
پخش جمله:
«این تماس از زندان تهران و تماس گیرنده زندانی میباشد»
فقط یک افکت صوتی نیست؛ نقطه چرخش مهمی در روایت است. این اعلان، تمام مفاهیم پیشین را عینی میکند. آزادی دیگر یک استعاره صرف نیست؛ به وضعیت جسمی، حقوقی و وجودی راوی مرتبط میشود.
واژه «آزادی» در آهنگ چند معنا دارد:
آزادی فیزیکی از زندان
آزادی روانی از خشم
آزادی اخلاقی از میل به انتقام
آزادی عاطفی از رابطههای آسیبزا
آزادی اجتماعی و جمعی
درواقع، اثر میگوید ممکن است انسان از زندان بیرون بیاید، اما همچنان زندانی نفرت باشد. بنابراین، بخشش بهعنوان شکل دیگری از آزاد شدن مطرح می شود.
بُعد عاشقانه
در بخش پایانی، آهنگ از دشمنی و داوری به نیاز عاطفی منتقل میشود:
«قلبمو بشور ای عشق»
«یکی بیاد که خیره شم بهش»
این قسمت نشان میدهد که پشت تمام گفتارهای حماسی، دینی و اعتراضی، یک نیاز ساده انسانی وجود دارد: داشتن کسی که بتوان در کنار او احساس امنیت کرد.
راوی فقط آزادی حقوقی یا پیروزی بر دشمنان نمیخواهد؛ او خواهان «آسودگی خاطر» است. عشق در این بخش نه هیجان رمانتیک صرف، بلکه پناهگاه روانی و امکان بازسازی اعتماد است.
مهمترین تصاویر و استعاره ها
«تنها چیزی که اگه بشکنه قیمتیتر میشه دله»
این تصویر، رنج را به منبع ارزش و عمق تبدیل میکند. البته از نظر واقعگرایانه، هر دلشکستگی الزاماً انسان را بهتر نمیکند؛ اما در منطق آهنگ، زخم میتواند زمینه بلوغ و معرفت شود.
«اینقدر مار خوردیم که افعی شدیم»
این استعاره نشان میدهد قربانی در معرض تبدیلشدن به چیزی شبیه عاملان آزار قرار دارد. راوی از خود دفاع میکند، اما درعینحال خطر تغییر ماهیت بر اثر خشونت را نیز نشان میدهد.
«پنج انگشت یکی نمیشن»
این عبارت تجربه خیانت از سوی فردی نزدیک را توضیح میدهد. نزدیکی ظاهری، تضمینکننده وفاداری نیست؛ حتی عضوی که بخشی از «دست» تلقی میشود، ممکن است علیه فرد عمل کند.
«آینه اول لبخند نمیزنه»
یکی از منسجمترین گزارههای اخلاقی متن است. راوی میگوید برای دریافت احترام، محبت و لبخند، ابتدا باید خود فرد آن رفتار را آغاز کند. آینه فقط واکنش نشان میدهد.
«مردم زندهکش مرده پرست»
این ترکیب، انتقاد از جامعهای است که افراد را در زمان حیات تخریب میکند، اما پس از مرگ آنها را ستایش میکند. عبارت از نظر زبانی موجز و تأثیرگذار است.
تکنیک های ادبی
اثر از چند شگرد اصلی استفاده میکند:
تکرار یا آنافورا، بهویژه در «چشمامو بشور»، حالتی آیینی و ذکری ایجاد میکند.
تقابلهایی مانند شب و صبح، تیرگی و روشنایی، زندان و آزادی، انتقام و بخشش، مرگ و زندهشدن، ساختار معنایی آهنگ را میسازند.
خطاب مستقیم به اشک، ماه، عشق، خدا و مخاطب، متن را از یک گزارش ساده به گفتوگویی درونی تبدیل میکند.
ترکیب زبان محاورهای، عربی دینی و انگلیسی، شخصیت چندلحن اثر را شکل میدهد؛ گاهی دعاست، گاهی گفتوگوی خیابانی، گاهی خطابه و گاهی اعتراف.
تحلیل روان شناختی راوی
بدون نسبتدادن تشخیص روانپزشکی به خواننده، شخصیت روایی نشانههای متنی زیر را نشان میدهد:
احساس خیانت و بیاعتمادی شدید
حساسیت به قضاوت عمومی
نیاز به اثبات خوبیها و خدمات گذشته
خیالپردازی انتقام، همراه با تلاش برای مهار آن
استفاده از ایمان بهعنوان راهبرد مقابلهای
نیاز شدید به دیدهشدن و تأیید عاطفی
نوسان میان قدرتنمایی و آسیبپذیری
تبدیل رنج شخصی به رسالت یا روایت قهرمانانه
عبارتهایی مانند «قهرمان»، «خط مقدم»، «شهید» و «دوباره زنده شدم» نشاندهنده خوداسطورهسازی راوی هستند. این شیوه به او کمک میکند رنج را تحملپذیر و معنادار کند، اما در عین حال ممکن است مسئولیت شخصی و پیچیدگی روابط را زیر سایه روایت «منِ قربانی و دیگرانِ ظالم» قرار دهد.
تحلیل موسیقایی فایل
نسخه صوتی ارسالشده حدود ۱۳ دقیقه و ۳۲ ثانیه است؛ بنابراین با یک قطعه پاپ یا رپ متعارف سه تا چهار دقیقهای روبهرو نیستیم. فرم آن بیشتر به یک مونولوگ موسیقایی بلند یا «اعترافنامه صوتی» نزدیک است.
تحلیل محاسباتی فایل، ضربی نزدیک به ۱۲۳ BPM نشان میدهد؛ البته میتوان ضرب پایه را بهصورت نیمزمان، حدود ۶۱٫۵ BPM نیز احساس کرد. این حالت نیمزمان با فضای سنگین، اعترافی و خطابهای متن سازگار است.
مرکز تونال احتمالی به فا دیز مینور نزدیک است، اما این برآورد قطعیت بالایی ندارد. فضای مینور به حس اندوه، فشار و دروننگری کمک میکند.
از نظر ساختار اجرایی، قطعه میان چند حالت جابهجا میشود:
هوک ملودیک و تکرارشونده
رپ روایی
گفتار آزاد و شبهموعظه
بخشهای دعایی
افکتهای مستندگونه مانند اعلان تماس زندان
اوجهای عاطفی و سپس بازگشت به ترجیعبند
ترجیعبند مانند لنگر موسیقایی عمل میکند. چون بخشهای گفتاری بسیار طولانی و پراکندهاند، «چشمامو بشور» شنونده را دوباره به مضمون مرکزی بازمیگرداند.
نقاط قوت
مهمترین قوت اثر، صداقت هیجانی آن است. شنونده احساس میکند با یک متن صیقلخورده و بیخطر روبهرو نیست، بلکه وارد ذهن فردی شده که میان خشم، ایمان، عشق، رنج و امید در رفتوآمد است.
ترجیعبند نیز ساده، قابلحفظ و از نظر نمادین قدرتمند است. «شستن چشم با اشک» تصویری ملموس و چندمعناست.
ترکیب تجربه فردی با آزادی اجتماعی، ظرفیت همذاتپنداری متن را افزایش میدهد. به همین دلیل راوی در پایان میتواند ادعا کند که این آهنگ ممکن است از زبان یک فرد، یک ملت یا یک کشور باشد.
نقاط ضعف
بزرگترین ضعف، طول بیش از اندازه و فقدان ویرایش فشرده است. بسیاری از استدلالها، بهویژه درباره بخشش، داوری خدا و انتقام، چندین بار با عبارتهای مشابه تکرار میشوند.
متن گاهی از شعر و روایت به سخنرانی مستقیم تبدیل میشود. در این بخشها، موسیقی نقش پسزمینه پیدا میکند و اثر بیشتر شبیه بیانیه یا پادکست شخصی میشود.
همچنین راوی در برخی قسمتها بخشش را تبلیغ میکند، اما با یادآوری مکرر دشمنان و خیانتها، آنها را همچنان در مرکز روایت نگه میدارد. این تناقض از نظر روانی قابلفهم است، اما از نظر انسجام پیام، اثر را دوپاره میکند.
جمع بندی
«چشمامو بشور» بیش از آنکه صرفاً آهنگی درباره بخشش باشد، ثبت فرایند دشوار رسیدن به بخشش است. راوی هنوز خشمگین است، هنوز زخمها را به یاد دارد و هنوز می خواهد دیده شود؛ اما می کوشد میان احساس انتقام و ارزش های دینی، اخلاقی و انسانی خود فاصله ایجاد کند.
پیام نهایی اثر را میتوان اینگونه خلاصه کرد:
رنج را انکار نکن، گریه کن و آن را بیان کن؛ اما اجازه نده درد، تو را به نسخهای از همان کسانی تبدیل کند که به تو آسیب زدهاند. بخشش لزوماً تبرئه دیگران نیست؛ راهی برای آزادکردن خود از ادامه سلطه آنها بر ذهن و زندگی توست.
متن آهنگ چشمامو بشور از امیر تتلو
توکل الله
من اومدم
یک یک دو دو هشت
ایندفعه فرق داره ولی
من برم هم یه منِ شدیدتر میاد
اینو گفته بودم ، نه ؟ یادت میاد
In the name of God
ایمور تتلو
بسم الله ارحَم الراحِمین
ایمور تلو
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
چشمامو بشور ای اشک چشامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
چشمام رو بشور ای اشک چشام رو بشور
که ببخشمو بکن از من انتقام رو به دور
آزادی، آزادی، آزادی
چشمامو بشور ای اشک چشمام و بشور
من هنوزم یه بچم ولی جِرواجر
بدجوری قلبِ این بچه پاره اس
تنها چیزی که اگه بشکنه قیمتی تر میشه دله
ما کی باشیم که بگیریم انتقام
اون بالا خدامون پس چه کاره اس
استغفرالله
پس چه کاره اس
استغفرالله ربی و اتوب الیه
بعضی وقتا باید از یک تا چهار و پنج و حتی شیش گذشت
هفته یا هشته چارهاست
صبر
میتونی صدام کنی چی
یه وقتا تو عمق تاریکی نگاه کن آسمونو
میبینی ، بَه ! پُر از ستاره اس
ستاره ها زیادن ولی یکیشون از بقیه پُر نور تره
باز من تو عمق تاریکی منتظرِ نور
چشمامو بشور ای اشک
که نمیدونی تو این راه ، من چیا کشیدم
یه قهرمان که صندوقچه اسراره
نه نمیتونی تصورش هم کنی حتی چه حرفاییو اونم از کیا شنیدم
اوه اوه اوه از کیا شنیدم
ولی اینقدر مار خوردیم که افعی شدیم
اینم گفته بودم نه
بله اینم گفته بودم
آره گریه تو چشمامو بشور که از این دیارِ غم پیاده میرم
خوشحالی باشه انشاالله خوشبختی
بعضی وقتا سکوت بلند ترین فریاده
فکر نکن تحمل آسون بود و فکر نکن کمه زخمام
مگه من زیاد نمیگم
من که میدونی کلا زیر سوزن
زیاد نمیگم
تحمل درد بالا
وقتی داری درد میکشی یعنی هنوز زنده ای
اونم باز به لطف خدا
چشمامو بشور ای اشک چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
چشمامو بشور ای اشک چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
این تماس از زندان تهران و تماسگیرنده زندانی میباشد
چشمامو بشور ای اشک چشمام و بشور
کاش باهم طوری رفتار میکردیم که توقع داشتیم
خداوند با ما رفتار کند و کاش همدیگر را جوری میبخشیدیم
آنطور که دوست داشتیم خداوند ما را ببخشند و کاش زندان نمیساختیم
شاید آنگاه در مسیر درست قرار میدادند زندانی را خداوند متعال
کاش آزادی حاصل میشد تا همه خوش باشند و با آسودگی خاطر
آبادی را دریابیم با هم کاش ای کاش
این زبونه دیگه خسته اس
دیگه مو درآورده از این تکرار و تکرار
فقط لوپِ بیخود
همش تعریف و تمجید
همش تعریف و تمجیدِ بیخودی و مَجیزگویی
هی از من عشق از من آزادی درگشایی
از بقیه فقط انکار و انکار
و هی اجبار و اجبار
آینه اول لبخند نمیزنه
به جا تشویق
قاعدتاً لبخند اول وظیفه توئه
همش تحمیل همش تهدید همش تحقیر
من هنوزم همونم همون
میسپارم به خدا و میرم
میبخشم و میرم ببین هر چی که باشه
میرم برسم به آرامش
آره میبخشم حتی اگه کسی خونَمو رو این زمین مَشتی بپاشه
یکی از نشونههای پیروزی مقابل دشمن گذشت و بخششِ اونم میسپرم به خدا
بله من سرمو میندازم پایین اصلا از این به بعد
تو روم هر کی که وایسه
بذار فکر کنن زدن وایسه
ما هم میگیم زدن
شما هم بگین زدن
بذار بشکنن تیکه تیکه کنن
وقتی که رفتن درست میشه خوب میشه خودش هر کی که آسه
البته خودش که نه به لطف خدا
شکراً لله
شکر خداوند
چشمام و بشور ای ماه کامل نور تو قلبم بریز
که واقعا یکم آرامش لازمه دیگه
که به قشنگیت قسم این روزا تو دردم یه ریز
تو دردم یه ریز تو دردم یه ریز
باز میشه این در صبح میشه این شب
چشمامو بشور ای اشک چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
چشمامو بشور ای اشک چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
چشمامو بشور ای اشک چشمام و بشور
میدونی خیلی وقتا خیلی برنامه ها رو چیده بودم که به موقعش تختِ
فلان تخت داره دیگه یه روز میشه سخت کارِت
آره یه چی تو همین مایه ها بود دیگه
خلاصه درحال برنامه چیدن برا طرف بودم که
بفهمونم بهش کُت تَن کیه ولی مثلا سه چهار ماه دیگه مونده بود
تا حقشو بزارم کف دستش
طرف خودش جونشو از دست داد توی یه حادثه
اصلاً کلا بی ربط به داستان من
اصلاً به من نرسید که بخوام کاریش کنم تازه
من هرکاریش میکردم لااقل زنده میموند چون
ما وِگنیم و دستورِ مرگ نمیدیم و از چرخه مرگ خارج
و جانِ هیچ موجودی رو نمیگیریم و عقیدهمون اینه جان گرفتن فقط
مخصوص خداوند متعال است همانطور که جان بخشیدن
پس ببین همانطور که پاداش خداوند بهترین پاداش است
عذابشون هم سخت ترینه
پس تو برو خود را باش
که حتی پا کج نمیذاشتی تو تنهاییتم
اگه درست میفهمیدیم
بذار اشکات بیاد و بشوره خوب
نفرتاتو یه سور بهشون بکوب
بذار خالی شی سرحالی شی
میدونم نی حق داری توام بیبی خب وجدانا
که تو زندگی کردنت کشون کشون
نشون به اون نشون گرون
همه چی ، خون شده به نرخِ نون
سرِ لج با یه عده شیادِ بی رحم و بی غیرتِ حیف نون
ولی خب خدا بزرگه همه متوکل به ایشون
میرسیم بالاخره به عیدمون
آره میرسیم بالاخره به یکی که هست همه جوره چِفت و
شبیه و دقیقا عینمون
آره خب خدا بزرگه همه متوکل به ایشون
میرسیم بالاخره به عیدمون
آره میرسیم بالاخره به یکی که هست همه جوره چفت
و شبیه و دقیقا عینمون
به وفاداری
اما چه فراموش کارن مردمِ زنده کشِ مُرده پرست
تو ببخش و رد شو فقط اما طاقت بیار
سفت
فقط اما طاقت بیار
قوی و محکم
طاقت بیار
قدرتمند
طاقت بیار
با صداقت
نفساتو بلند و عمیق بِکِش اشک بریز
بگذر از تیرگی و انتقام و دود و حتی پاکت سیگار
حتی پاکت سیگار
بله بخشش روشنی رحم مروت محبت معرفت
بگذر از تیرگی و انتقام و دود و حتی پاکت سیگار
تَرکِش کن بِره
قلبمو بشور ای عشق ای عشق
پاک بشم از نارو از سواستفاده
آره ذره ذرهاشم نه همهچیمو بردن همهچیمو بردن
یه بار گفتم نگاه به لبِ خندونم نکن توم افتضاحه
توم افتضاحه
آره قلبمو بشور ای عشق
که یکی بیاد که خیره شم بهش
آسودگی خاطر
بله حداقل یکی باشه که بشه روز روشن باهاشو آره پیشش بشه نیمه شب بهشت
ممکنه باشه فردا دیرا
که انگاری نیستم اصلا تو این عالم بشور تنمو
که دیده شم به چشم
ببین تو این پسرو یه بار
درست ببین تو این پسرو یه بار
این منِ تنها واسه این دستا قفل وجدانا سخته همینشم نوشت
همینش هم نوشت
اما شُکر بالاخره شد
آقای ایمور تتلو شما از این به بعد به لطفِ خدا آزادِ آزادِ آزادی
چشمامو بشور ای اشک چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
چشمامو بشور ای اشک چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
چشمامو بشور ای اشک چشمام و بشور
بخشیدن یا انتقام گرفتن فقط کارِ خداوند متعاله و
کارما پس دادن کارِ طبیعت هوشمندی که آفریدن
پس بیا الکی خودتو با نبخشیدن و انتقام تیره نکن و با بخشیدن و
به خدا سپردن و دعا روشن شو که هیچ موجودی و هیچ چیزی نه
اندازه خداوند آگاه به اعمال و حتی قلبها و مغزهاست و
نه میدونه و نه میتونه چقدر و چطور باید ببخشه و چقدر و
چطور باید پس بده اون که نباید بخشیده شه
اون که نباید بخشیده شه
اون که باید ببخشه خداوند هستند و بس
این تنم نایی نداره این کمر خم این چشا یه روز حتی روزِ خوش ندید
کمرم محکم قوی استوار
روز خوش هم میبینیم به زودی به شکرِ خدا
زندگیمم که همیشه خودِ خطِ مُقدم و طبیعتاً همین بدنم تنم هر بار بوده خب شهید
ولی دوباره زنده شدم
زنده شدم به لطف خدا
خدمتا رو که کسی یادش نمیمونه
همه غرق نفرت شدن و دنبالِ سوتیان ازت
باید شیش دُنگ باشی حواس جمع
کافیه یه ثانیه از کوره در بری میکنن باز با یه
عمر کار و معرفت و خوبی هم بَدَت
خوبی هم بَدَت
خوبی هم بَدَت
عیب نداره تو واسه خدا انجام بده
مغزم و بشور ای اشک که خوب طاقت بیاره فحش نده
آخه همونی که فکر میکردم همش جواهرِ این انگشتره متانت
بله همون زد ، همون که فکر میکردم جزو پنج انگشتمه پنج انگشتمه
چون حواسم نبود پنج انگشت یکی نمیشن و ممکنه و
میشه ببینی که یکی هم دشمنه
دوستی صمیمیت صلح
چشمامو بشور ای اشک چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
چشمامو بشور ای اشک چشمامو بشور
که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور
بخشش دوستی صلح آزادی
بله یه بار گفتم و البته اینو دیگه همه میدونن که قضاوت کردن و
تصمیم گیری و انتقام گرفتن یا بخشیدن فقط مخصوص
خداوند هستند و بس
پس تو فقط میتونی ببخشی و بِری چون در این صورت خداوند
اگه بخوان میبخشن اگر هم نخوان یه جوری به سزای عملش میرسونن
طرفو که صد سال هم تو نمیتونی
ولی اگه انتقام بگیری و خداوند میخواستن ببخشن و یه فرصت
دیگه به طرف بِدَن چی ؟ فکرشو کردی
پس ببین اگه تو انتقام بگیری و خداوند بخوان ببخشن قضیه داستان میشه دیگه
دست بُردی تو کارِ خدا
و هم دست بردن تو کارِ خدا بی حرمتیِ وحشتناکیه و قلبت و روحتو
کثیف میکنه ، و هم اگه آدمِ کثیفو بزنی فقط دستاتو کثیف کردی
اینم قبلاً گفته بودم نه
چون کسی که ذاتش کثیفه با کتک خوردن از تو تمیز که نمیشه هیچ تازه تازه کُفری و کثیف تر هم میشه
این آهنگ میتونه از زبون یه کشور باشه
این آهنگ میتونه از زبون یه ملت باشه
این آهنگ میتونه از زبون یه بندهی خدا باشه
خلاص




تتلو ام مسلمون شد خدارو شکر
مشکل داری ؟
نه فقط تو مشکل داری
به امیدی پروردگار برسه روز آزادیت داش امیر💔🕊